ارتباط با امام زمان

ارتباط شيعيان با حضرت مهدي(عج)در عصر انتظار

در كتابهاي مختلف ديدگاههاي متفاوتي درباره ملاقات با حضرت مهدي(ع) در دوران غيبت كبرا ارائه شده است.در اين باره توضيح دهيد!

بي گمان يكي از آرزوهاي پيروان راستين امام معصوم (ع)آن است كه در دوران پنهان زيستي آخرين پيشواي معصوم،به ديدار آن امام همام نائل آيند.اما از آنجايي كه پنهان زيستي آن امام بزرگوارسري از اسرار الهي است به گونه اي كه چگونگي آن به روشني مشخص نيست،در اين

باره بحث هاي فراواني پديد آمده است.بنابراين يكي از بحث هايي كه درباره حضرت مهدي(ع)لازم است بطور ويژه مورد توجه قرار گيرد،بحث«ملاقات با آن حضرت در دوران غيبت» است.اين اختاف ديدگاهها به دليل وجود احاديثي است كه در منابع روايي وجود دارد.

براي مشاهده متن كامل به ادامه مطلب برويد

ادامه نوشته

حقيقت

سلام دوستان عزيز امروز يه اتفاقي براي من افتاده و خيلي با اون درگیر شدم.

امروز یه شخصی در این وبلاگ نظر گذاشته است در پست شهرام امیری اگه در اون پست به رهروولایت(نظرات)برید می توانید اون نظر را بخوانید.من اون نظر را در زیر بیان کردم. اول اون رو بخونید بعد یه حرفایی دارم بهتون بگم:


سه شنبه 29 تیر1389 ساعت: 16:32 توسط:اینو یکی برام فرستاده گفته برای 20 نفر ب

اینو یکی برام فرستاده گفته برای 20 نفر بفرست.

Toro emam zaman ghasam in pmo bekhoon.. Man 2khtari hastam az khoozestan ke pezeshkan az moalejeye man na omid shodand... Shabi dar khab hazrate fateme ra didam dar galooyam aab rikht shafa peyda kardam Az man khast in ro be 20 nafar begooyam In pm be daste karmandi oftad eteghad nadasht karesho az dast dad Marde digari eteghad peyda kard va 20 miliyon bedast avard Va kase digari etena nakard va pesaresho az dast dad... Agar be bibi zeynab eteghad dari in pmo S2A kon 20 rooz dige montazere mojeze bash


خواندید؟نظرتون در مورد این مسئله چیه؟ باور می کنید؟

 دوست عزیز من به این کاری ندارم که این مطلب درست است یا نه. ولی به خدا اینگونه اتفاقها کم نمی افته. به خدا اگه کمی به زندگیت در گذشته و در حال نگاه عمیق بکنی می بینی که خدا و ائمه اطهار(ع) ما رو تنها نمی گذارند.

چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی.

 

نظرتون رو در این مورد چيست؟

شهرام امیری

به گزارش فارس نیوز: شهرام امیری دانشمند و محقق ایرانی كه پس از 14 ماه اسارت در دست نیروهای امنیتی آمریكا صبح امروز (پنجشنبه) وارد فرودگاه امام خمینی (ره) شد در جمع خبرنگاران به تشریح جزییات ربوده شدنش پرداخت.
وی در ابتدا گفت: با توجه به این حجم تبلیغات منفی كه علیه من در رسانه‌های غربی و با اهداف خاص صورت گرفته بود، نمی‌دانم با چه زبانی از تمام مسئولان و سازمان‌هایی كه 14 ماه با جدیت و دلسوزی موضوع من را پیگیری كردند، تشكر كنم. دولت جمهوری اسلامی ایران به شهروندانش اعتماد داشت و با این اعتماد از من حمایت كرد كه جای تقدیر و تشكر دارد.


 

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

دانلود مداحی امام زمان(عج)

باعرض سلام خدمت شما دوستان عزیز چندتا دانلود میذارم که به صورت صوتی است.که در مورد امام زمان(عج) است.

برای دریافت فایل روی گزینه دانلود راست کلیک کرده و در منوی باز شده گزینه .....Save Target Az  را کلیک کنید.

حجم:       ۱۰۱۵ k

پخش

دانلود

حجم:         638 k

پخش

دانلود

حجم:         928 k

پخش

دانلود

حجم:         757 k

پخش

دانلود

حجم:       ۱۱۵۴ k

پخش

دانلود

التماس دعا

 

جمکران

منبع کرامت: دفتر ثبت کرامات و خاطرات مسجد مقدّس جمکران، شماره 107

مشخصات: برادر ا - م، چهل ساله، افسر جانباز نيروى انتظامى، ليسانس، ساکن قم

زمان کرامت: 10/4/76

مکان کرامت: مسجد مقدّس جمکران

تاريخ ثبت کرامت: 1378

اسناد و مدارک: چهار برگه استراحت پزشکى از طرف اداره کل بهدارى ناجا، گزارشات بيمارى از شوراى

 روانپزشکان ناجا و آزمايشان مختلف.

زير نظر پزشکان متخصص: مظاهرى، جهانى، کيهانى، دلير، امامى، روح الهى، قاضى، واحد، عدل

پرور، هاشمى، شجاع‏الدين، حياتى، دانشخواه، معدنى پور، پيامى، توسل، حشنانى.


 

شرح واقعه از زبان شفا يافته:


 

اينجانب سرگرد نيروى انتظامى و جانباز جنگ تحميلى مى‏باشم که مدّت 92ماه سابقه حضور در

 جبهه‏هاى حقّ عليه باطل دارم و بارها مجروح شدم، ولى سعادت شهادت را نيافتم. بر اثر جراحات و موج

 گرفتگى دوران جنگ، گاهى از نظر روحى دچار افسردگى مى‏شدم و حالت روانى پيدا مى‏کردم. در تاريخ

16/10/75 طبق دستور اعضاء شورايعالى پزشکى اداره کل بهدارى نيروى انتظامى به خاطر پسيکونوروز

شديد (افسردگى شديد)و سابقه اسارت وPTD و مجروحيّت و شيميايى، مدّت چهار ماه به بنده

استراحت پزشکى دادند. ولى پس از مدّت‏ها درمان و معالجه، پزشکان قم و شورايعالى تهران برايم عدم

پاسخ به درمان تجويز نمودند و جوابم کردند.

با مأيوس شدن از همه جا، تنها پناه و دواى دردم را توسل به امام زمان عليه‏السلام ديدم و نذر کردم؛ دو

ماه با پاى پياده از جاده قديم جمکران محضر مبارک آقا امام زمان عليه‏السلام برسم.

يک روز که طبق نذرم به مسجد آمده بودم، بعد از دعا و نماز و گريه و درخواست شفا از حضرت، در صحن

 مسجد خوابم برد، درخواب ديدم در محلي هستم و سيدي که در بيداري او را مي شناختم در آنجا

حضور دارد و بسيار مودب در کنار فرد ديکر نشسته بود، فهميدم آن بزرگوار از ايشان مقامشان بالاتر

است، يک مرتبه آن آقا رو به من کرد و مرا به نام صدا زد و حالم را پرسيد و فرمودند:

سيد احمد چه مى‏خواهيد؟ و تکرار فرمودند: چى مى‏گى بابا؟

از آنجايي که آن سيد نزد آن آقا مؤدب نشسته بودند، در عالم خواب فهميدم که ايشان آقا امام زمان

عليه‏السلام است. با گريه و اشک و آه، دامن آقا را گرفتم و ماجراى ناراحتى‏هاى روحى و جسمى،

سوزش و خارش داخل مغزم، گيجى و سر در گمى و پريشانى، حواس‏پرتى، موج‏گرفتگى منجر به يک نوع

 ديوانگى، و از خود بيخود شدن خود را، تعريف کردم و به شدّت گريه مى‏کردم و مى‏گفتم:

آقا مگر ما صاحب نداريم؟ پس چرا خوب نمى‏شوم و تمام دکترها جوابم کرده‏اند، حتى ديگر قادر به خدمت

 هم نمى‏باشم و اصلا پزشکان معالجم صلاح نمى‏دانند که من خدمت کنم، چون جنون آنى به من دست

مى‏دهد و به هيچ وجه نمى‏توانم حتى درس بخوانم، صداى سوت مى‏شنوم، نمى‏توانم بخوابم و

آسايش ندارم.

آقا با ملاطفت خاصّى، دستى روى سرم کشيدند و گفتند:

"آقا احمد خوب شدى، بابا برو سر کارت!"

از خواب بيدار شدم، ديدم آنقدر گريه کرده‏ام که تمام صورتم و زمين خيس شده است. با همان حال به

منزل برگشتم. مجددا همين صحنه را مفصّل‏تر در منزل خواب ديدم.

فرداى آن روز به بيمارستان مراجعه کردم، پزشکان معالجم پس از انجام انواع آزمايش‏ها نوشتند

"آقاى فلانى از نظر قلبى معاينه شد و معاينه و نوار قلب ايشان سالم است و قادر به خدمت کامل

مى‏باشند".

همچنين شوراى روان پزشکان اعلام کردند:

"نامبرده مورد معاينه مجدد قرار گرفت. نظريه شوراى مورخ13/5/76 مبنى بر انجام خدمت عادى، مورد

تأييد است".

نتيجه آزمايشات باعث تعجّب تمام پزشکان شده بود و همه به من تبريک مى‏گفتند و با گريه مرا به

خدمت تشويق و بدرقه نمودند. از آن تاريخ به بعد سخت مشغول کار هستم و ديگر هيچگونه احساس

ناراحتى ندارم، بلکه تا کنون چندين دوره کامپيوتر و دروس ديگر را پشت سر گذاشته‏ام.

 

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه ی پیغمبران را

نبرد آخرالزمان

همان طور که گفته بودم امروز مقاله بسیار مهم و زیبای نبرد «آخرالزمان»(بررسی آرماگدون و قرقیسیا)را گذاشتم تا استفاده کنید هرکس فایل word  این مقاله رو می خواهد در نظرات مطرح کند تا در مدت کوتاهی در وبلاگ برای دانلود بگذارم.در ضمن این مقاله برگرفته شده از نرم افزار موعود است

 

برای مشاهده مقاله نبرد آخر الزمان به ادامه مطلب بروید

نظر یادتون نره

ادامه نوشته

شعبان

سلام دوستان این پیامک زیبا را دوست عزیزم در نظرات گذاشته بود.از ایشان ممنونم خیلی زیباست.

شعبان شدوپیک عشق از راه آمد.
عطر نفس بقیه الله(عج) آمد
با جلوه سجاد(ع)و ابوالفضل(ع) وحسین(ع)
یک ماه وسه خورشید در این ماه آمد
اعیاد شعبانیه مبارک باد

با تشکر از دوست عزیزم(راه سبز)

تولد امام خامنه ای

۲۴ تیر ماه، تولد رهبر

عظیم الشان جهان اسلام

حضرت امام خامنه ای

(روحی فداک) مبارک باد.

هفت آسمون دنيا 

بايد كه غرق نور شه

يك جور ديگه خدا خواست

چشم حسودا كور شه

دلای دشمنامون 

امسال چه بد میسوزه

تولد حسين (ع) و

خامنه ای يه روزه

منبع

ميلاد امام سجاد

 حضرت امام زين العابدين عليه السلام

نام مبارك:علي(ع)

نام پدر:حسين(ع)

نام مادر:جهانشاه(شهربانو)،دختر يزدگردسوم

لقب شريف:زين العابدين،سجاد

كنيه:ابوالحسن

تاريخ تولد:5شعبان يا 15 جمادي الاول سنه36 يا 38

محل تولد:مدينه طيبه

مدت امامت:35سال

مدت عمر:57سال

تاريخ شهادت:12يا18 يا25 محرم سنه 95هجري

سبب شهادت:زهري كه هشام بن عبدالمالك به حضرت داد

محل شهادت:مدينه طيبه

محل دفن:مدينه طيبه قبرستان بقيع

امام سجاد(ع)فرزندامام حسين (ع)و مادرش جهانشاه دختر يزگرد سوم بود،قطب راوندي از حضرت امام محمدباقر(ع)روايت مي كند كه چون دختر يزدگرد سوم را براي عُمر آوردند و داخل مدينه كردند عمر اراده كرد روي او ببيند،وي مانع شد و گفت سياه باد روي هرمز كه تو دست به فرزند او دراز مي كني،و عمر به خيال آنكه او را دشنام داده خواست تا او را بزند كه حضرت علي(ع)وي را بازداشت و فرمودند تو سخني را كه نمي فهمي چگونه دانستي،عمر دستور داد كه شهربانو را به فروش برسانند.حضرت علي(ع)فرمود جايز نيست فروختن دختران....

براي مشاهده متن كامل به ادامه مطلب برويد

ادامه نوشته

تصوير زمينه

با عرض سلام خدمت همه دوستان عزيز و تبريك ويژه به مناسبت اعياد شعبانيه و بخصوص ميلاد باسعادت امام سوم شيعيان وبرادر علمدارش و پسر بزرگوارش به عموم شيعيان و در راس همه تبريك اين سه روز به آخرين باقي مانده حق در زمين مهدي زهرا(عج)

تصاوير پشت زمينه مخصوص دسكتاپ را با موضوع ميلاد حضرت امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل و امام زين العابدين تهيه كرده ام كه براي مشاهده آنها به ادامه مطلب برويد.

 

نظر يادتون نره

ادامه نوشته

عكس زمينه

با عرض سلام وتبريك ميلاد حضرت عباس(ع)

همان طور كه قول داده بودم قسمت دوم عكس ها رو آماده كردم شرمنده دير شد.

براي مشاهده عكسها به ادامه مطلب برويد.

ادامه نوشته

تعطيل بازار

بازار

یکی از طلافروشان صاحب نام بازار تهران که نخواست نامش فاش شود ( ب . ذ ) شخصا به بنده گفت که : " ما بازاریها از همان سال های 40 ، 42 همراه امام و مطیع امام و گوش به فرمان امام بودیم و هزاران شهید داده ایم و به قول امام مبدا انقلاب از دانشگاه و بازار بوده است و ما بودیم که در هشت سال دفاع مقدس هزاران شهید دادیم و ما بودیم که انجمن اسلامی اصناف بازار را تشکیل دادیم و ما همیشه به جنایات آمریکا و اسرائیل واکنش نشان داده ایم و تمامی دکان دار ها پول میگذارند هر ساله محرم غذای مفصلی به مردم میدهیم و عزاداری با شکوهی برگزار میکنیم ولی حالا اعتراض داریم ، به مالیات اعتراض داریم و این ....

براي مشاهده متن كامل به ادامه مطلب برويد

ادامه نوشته

انتظار فرج از نظر حضرت علي

نقش انتظار فرج در زندگى ما

قال على (عليه السلام):

«اَلْمُنْتَظِرُ لاَِمْرِنا كَالْمُتَشَحِطِّ بِدَمِه فى سَبيلِ اللهِ»;

«كسى كه در انتظار ظهور ما باشد مانند كسى است كه در ميدان جهاد به خون آغشته است»(1).

شرح و تفسير

دو تفسير براى اين روايت مى توان ذكر كرد; كه منافاتى با يكديگر ندارد.

1ـ منتظران ظهور اعمالى انجام مى دهند كه نتيجه اش با نتيجه جهاد در راه خداوند يكى است; همان گونه كه حضرت على (عليه السلام)مى فرمايد: «جهاد باعث عظمت و علوّ و سربلندى دين و نصرت حق و عدالت مى شود»(2). نتيجه انتظار منتظران واقعى نيز همين امور است، انتظارى كه در پرتو آن خودسازى و اجراى احكام اسلام و رسانيدن نداى دين با استفاده از قلم و بيان و تمام وسايل روز به اقصى نقاط عالم تحقّق يابد.

سؤال: ما چگونه منتظرانى هستيم؟

پاسخ: برخى از منتظران فقط با تكرار اين جمله «آقا! در ظهورت شتاب كن»، خود را منتظر مى دانند!

برخى ديگر، انتظار را فقط در خواندن دعاى «ندبه» و زيارت «آل ياسين» و مانند آن خلاصه كرده اند.

برخى علاوه بر اين، به مسجد مقدّس جمكران نيز مشرّف مى شوند، و همين را كافى مى دانند!

اين گونه تفسيرها از انتظار سبب مى شود كه وقتى چنين روايات پرمعنايى را مى بينيم تعجّب مى كنيم و از خود مى پرسيم: «كه چطور ثواب يك دعا، با تلاش مجاهدى كه در خون خود غلطيده برابر است؟!». امّا اگر انتظار را به آماده سازى مردم سراسر جهان براى ظهور آن حضرت تفسير كنيم، انتظار معادل جهاد بلكه گاهى ابعاد گسترده تر دارد!

2ـ بُعد بيرونى انتظار همان تفسير اوّل بود; امّا بُعد درونى انتظار جهاد با نفس است، ما بايد خود را بسازيم و آماده كنيم. چون او مجرى عدالت است، من اگر ظالم باشم چگونه مى توانم منتظر ظهور او باشم. او طيّب و طاهر است، من اگر آلوده باشم چگونه مدعى انتظار اويم و ... . بنابراين انتظار واقعى در صورتى تحقّق مى يابد كه جهاد با نفس را انجام دهيم و چنان ساخته شويم كه لايق سربازى آن حضرت گرديم. روشن است كه جهاد با نفس به مراتب سخت تر از جهاد با دشمن است، به همين جهت حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) در آن حديث مشهور خطاب به مسلمانانى كه از جنگى سخت برگشته بودند فرمود: «مَرْحَباً بِقَوْم قَضَوْا اَلْجِهادَ الاَْصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الاَْكْبَرَ، قالُوا: وَ مَا الْجِهادُ الاَْكْبَرُ؟ قالَ: اَلْجِهادُ مَعَ النَّفْسِ»(۳).

نتيجه اين كه انتظار بايد در بعد درونى و بيرونى آن براى مردم تفسير شود تا به صورت بى محتوى در نيايد و در محدوده دعا خلاصه نشود. اگر ما در انتظار مهمان محترمى باشيم، چه مى كنيم؟ هم خود را تميز مى كنيم و هم خانه تكانى مى نماييم. آيا منتظران امام زمان ـ عجل الله فرجه ـ نبايد خانه تكانى كنند؟!.


1. بحار الانوار، جلد 10، صفحه 104.

2. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 252.

۳. ميزان الحكمة، باب 586، حديث 2741، (جلد 2، صفحه 140)

ميلاد حضرت ابوالفضل

گزارشي از زندگي و مقام و موقعيت حضرت ابوالقضل عليه السلام

علامه سيدحسن عاملي در مجالس النسيه مي نويسد:

قمربني هاشم در سال بيست وششم هجري متولد شد و در بعضي از جنگها حضور داشت،ولي پدرش او را اجازه ميدان نمي داد و هنگام شهادت سي و چهار سال از سن مباركش گذشته بود.

در چهارم ماه شعبان در مدينه طيبه متولد گرديد.مادر بزرگوارش ام البنين دختر حزام بن خالد بن ربيعه بن عامركلابي بود.اميرالمؤمنين (ع) پس از درگذشت حضرت زهراي مرضيه برادر خود عقيل را كه به انساب و نژادهاي عرب وارد بود،خواست و به او فرمود:

دقتي در قبايل عرب بكن من مايلم با دختري ازدواج كنم كه قبيله او در شجاعت برتري داشته و ممتاز باشند.عقيل در پاسخ گفت:زنيكه شما در جستجوي او هستيد بايد فاطمه كلابيه باشد،زيرا در ميان قبايل عرب نژاد و تيره آنها به شجاعت شهرت زيادي داشته و دارند.وقتي«لبيد»اين شعر را گفت كسي بر افتخار او اعتراض نكرد.

و نحن خير عامربن صعصعه                     الضاربون الهام وسط الجمجمه(1)

ما از نژاد عامربن صعصعه هستبم كه بهترين نژادند و در پيكار جمجمه حريف خود را هدف مي گيرند.

از همين قبيله بوده است «ملا عب الاسنه»كه در ميان قبايل عرب به شجاعت امتياز داشت،بالاخره اميرالمؤمنين (ع)با او ازدواج كرد نامش «فاطمه»بود اما به كنيه»ام البنين»شهرت يافت.از او چهار پسر خداوند به اميرالمؤمنين عنايت كرد به نامهاي «عباس،عبدالله،جعفر و عثمان»كه از همه بزرگتر-قمر بني هاشم(ع)بود.ام البنين در هنگام شهادت فرزندانش در مدينه بود تا بالاخره بازماندگان امام حسين(ع)به مدينه مراجعت نمودند و گزارش برخورد و ملاقات آنها را در صفحات آينده خواهيد ديد.در مورد مقام و عزمت مادرش«ام البنين»بايد گفت از خلال تاريخ و شرح زندگي او چنين استفاده مي شدو كه خود را خدمتكار و پرستار فرزندان فاطمه زهرا(ع)مي دانسته و پيوسته توجه به پرستاري آنها را بر همه چيز مقدم مي داشته بطوري كه نقل كرده اند:

همان روزي كه پاي در خانه مولي علي(ع)زنهاد حسنين هر دو مريض بودند و در بستر به سر مي بردند اما عروس تازه ابوطالب به محض اينكه وارد خانه شد خود را به بالين آندو عزيز عالم وجود رسانيد و چون مادري مهربان به دلجوئي و پرستاري آنان پرداخت.(۲)

بطوري كه گفته اند خود«ام البنين»به مولي اميرالمؤمنين(ع)پيشنهاد كرد،گرچه نام اصلي من «فاطمه»است اما تقاضا دارم مرا به كنيه صدا بزنيد تا بردن نام من موجب يادآوري نام مادر اين عزيزان نشود كه افسرده و غمگين شوند و خاطرات شهادت حضرت زهرا(س)براي آنها تجديد شود.

دانشمند،بلندپايه شيعه «شهيد»مي گويد:ام البنين از زنان بافضيلت و عارف به حق اهل بيت بود وي محبتي خالصانه به آنها داشت و خود را وقف دوستيآنان كرده بود،ايشان نيز براي او جايگاهي والا و ارزشي بالا قائل بودند.زينب كبري پس از رسيدن به مدينه به محضرش شتافت و شهادت چهار فرزندش را به او تسليت گفت چنانكه در اعياد نيز براي اداي احترام به محضرش مشرف مي شد.(۳)

گفته اند،وقتي اهل بيت وارد مدينه شدند ام البنين كنار قبر پيامبر با زينب كبري ملاقات كرد و به وي گفت:اي دختر اميرالمؤمنين از پسرانم چه خبر؟

فرمود:همگي كشته شدند.

ام البنين عرض كرد،جان همه به فداي حسين(ع)بگو ازحسين چه خبر؟

زينب فرمود:حسين را با لب تشنه كشتند.

ام البنين تا اين سخن را شنيد دستهاي خود را بر سر كوفت و با صداي بلند و حال گريان گفت:واحسيناه!

زينب كبري گفت:ام البنين از پسرت عباس يك يادگار آورده ام پرسيد آن يادگار چيست؟

زينب(سپرخونين) حضرت عباس را از زير چادر بيرون آورد.ام البنين تا آن را ديد نتوانست تحمل نمايد بيهوش روي زمين افتاد.(۴)

آشنايي با مقام ابوالفضل(ع)

مسلم است كه حضرت ابوالفضل(ع)از اكابر و افاضل فقهاي اهل بيت بود و معلوم است كسي كه در پرتو آفتاب ولايت و در مدرسه حضرت علي بن ابي طالب(ع)و حضرت امام حسن مجتبي و امام حسين(ع) تربيت شده و كسب علم وونورانيت نموده است درك و مقام و مرتبه فضل او براي ما(ميسر)نيست،بلكه عالمي رباني و داراي علم لدني بوده استودر روايتي از معصومين در شأن آن حضرت آمده است كه «انه زق العلم زقا»(زقه اي اطعمه)يعني آن حضرت در كودكي از پدر بزرگوار خويش علم آموخته آنگونه كه كبوتر بچه خود را غذا و آب مي خوراند،يعني علم را چون غذا و خوراك ضروري به جان و دل چشيده است.(۵)

عباس عبد صالح خدا بود

از رئيس مذهب شيعه امام جعفرصادق(ع)دستور رسيده است كه در زيارتنامه آن بزرگوار بخوانيم:«السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لاميرالمؤمنين والحسن والحسين صلي الله عليهم وسلم» يعني سلام بر تو اي بنده شايسته خدا و مطيع امر خدا و رسول او و اميرالمؤمنين و حضرت مجتبي و حسين شهيد صلوات اله عليهم اجمعين.

پس شايسته است مؤمنين در نماز كه سلام مي دهند«السلام علينا و علي عبادالله الصالحين»توجه داشته باشند كه طبق شهادت امام ششم (ع)يك مصداق واقعي عبد صالح ابوالفضل العباس(ع)بوده و او را در نظر داشته باشند.بي جهت نبوده است كه اميرالمؤمنين دست چنين فرزندي را بوسيده باشد.گويند:پس از  ولادت قمربني هاشم(ع)ام البنين قنداقه او را به دست اميرالمؤمنين(ع)داد كه با خواندن اذان و اقامه در گوش وي،از همان آغاز حق ببيند و حق بشنود.حضرت در گوش راست فرزند،اذان و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را،به نام عمويش عباس«عباس»نهاد«ثم قبل يد به واستعبر و بكي»(7)

آنگاه دستهاي او را بوسيد و قطرات اشك بر چهره باريد و فرمود:گويا مي بينم اين دستها در «يوم الطف»در كنار شريعه فرات در راه ياري برادرش حسين از بدن جدا خواهد شد.بارديگر نيز بوسيد:مورخان نقل مي كنند؛در دوران طفوليت حضرت عباس،يك روز اميرالمؤمنين علي(ع)وي را در دامان خود گذاشت و آستينهايش را بالا زد،در حالي كه بشدت مي گريست به بوسيدن بازوهاي عباس پرداخت.ام البنين حيرت زده از اين صحنه از امام پرسيد چرا گريه مي كنيد؟امام با صداي آرام و اندوه بار پاسخ داد به اين دو دست نگريستم و آنچه را بر سر آنها مي آيد به ياد آوردم.ام البنين هراسان پرسيد:چه بر سر آنها خواهد آمد؟حضرت فرمودند:آن دو دست از بازو قطع خواهد شد.اين سخن ام البنين را سخت اندوهگين كرد و با اندوه پرسيد،چرا دستهايش قطع مي شود؟امام (ع)به او خبر داد كه دستهاي فرزندش در راه ياري اسلام و دفاع از برادرش حافظ شريعت الهي و ريحانه رسول الله قطع خواهد شد.ام البنين گريست و زنان همراه او نيز ئر غم و رنج و اندوهش شريك شدند.سپس ام البنين به دامن صبر و بردباري چنگ زد و خدا را سپاس گفت،كه فرزندش فداي سبط گرامي رسول خدا صلي الله عليه و آله و ريحانه او خواهد گرديد.(8)

اميرالمؤمنين(ع)فرمود:ام البنين فرزندت عباس در نزد خداي تبارك و تعالي منزلتي عزيم دارد و خداي متعال در عوض دو دستش،دو بال بع او مرحمت خواهد كرد كه با آنها با ملائكه در بهشت پرواز كند.همانگونه كه قبلاً اين عنايت را به برادرم جعفربن ابيطالب (9)نموده است.ام البنين با شنيدن اين بشارت ابدي و سعادت جاودانه مسرور شد.(10)

بيجهت نيست كه در معالي السبطين نقل مي كند:«لما اشتد الامر بالناس يوم القيامه»وقتي در روز قيامت كار بر مردم دشوار مي شود آقا رسول الله(ص)،اميرالمؤمنين(ع)را پي فاطمه زهرا(ع)مي فرستد تا به مقام شفاعت حاضر شود در بين راه از زهراي مرضيه(ع)مي پرسد دختر پيامبر!براي شفاعت چهآماده كرده اي؟او در پاسخ مي گويد؛«كفانايدان المقطوعتان من ابني العباس»دو دست قطع شده فرزندم عباس براي شفاعت ما را كافي است.(11)

قطعاً آنچه در جلاء العيون مجلسي رضوان الله عليه نقل شده،كه امام حسين(ع)نيز اين دو دست را در روز عاشورا كه برزمين افتاده بود بوسيد.به پيروي از پدر ارجمندش و مادر دلبندش كه به دستهاي قمر بني هاشم احترام گذاشته بودند.بايد گفت شناختن اين شخصيتهاي وارسته و عرفان به مقام اين دلاور مردان ارجمند از حوزه درك ما خارج است،كسي كه امام چهارم زين العابدين(ع)درباره اش مي فرمايد«وان للعباس عندالله تبارك و تعالي لمنزلةيغبطه بها جميع الشهداءيوم القيامه»(12)براي حضرت ابوالفضل در نزد خداوند تبارك و تعالي مقام شامخي است كه همه شهيدان در روز قيامت به حال او غبطه مي خورند.وامام صادق(ع)مي فرمايد«كان عمنا العباس بن علي نافذالبصيره صلي الايمان،جاهد مع ابي عبدالله و ابلي بلاءحسناً و مضي شهيداً »(13)عموي ما عباس بن علي (ع)بصيرتي نافذ و ايماني استوار داشت،او همراه برادرش اباعبدالله جهاد كرد و نيكو از امتحان برآمد و به شهادت رسيد و حضرت بقيةالله-عجل الله تعالي فرجه اشريف-در زيارت ناحيه مقدسه در خطاب به ابوالفضل مي فرمايد:«السلام علي العباس بن اميرالمؤمنينالموسي اخاه بنفسه الا خذ لغده من امسه الفادي له الواقي الساعي اليه بمائه المقطوعة يداه»سلام بر عباس فرزند امير مؤمنان كه جانش را در راه مواسات با برادرش تقديم كرد،دنيايش را در راه تحصيل آخرت صرف نمود و جانش را براي حفاظت از برادرش قرباني ساخت سپس دو قاتل آن سرور را به نام يزيدبن رقاد وحكيم بن طفيل لعنت مي كند.(۱۴)

مي نويسن:حضرت آيت الله فاضل در بندي به حضرت آيةالله شيخ اعظم و شيخ مرتضي انصاري گفت:من شيعيه اماميه از شما تقليد مي كنند فعل شما حجت است،خوب است هنگام تشرف آستان و عتبه امام (ع)را ببوسيد و جبهه بر آن بسائيد.شيخ فرمود:من اين آستان و عتبه مقدسه حضرت ابوالفضل العباس را مي بوسمتا چه رسد به آستان و عتبه ائمه عليهم السلام،و آستان حضرت ابوالفضل را از آن جهت مي بوسم كه محل قدمهاي زائرين آن بزرگوار است تا چه رسد به اينكه آستان و عتبه ابوالفضل فرزند علي(ع)باشد.(۱۵)اين نظريه يك فقيه مطلق و قابل قبول تمام فقهاي جهان شيعه است در رابطه،با احترام به اعتبات مقدسه و ارج مقام زوار اين نواحي مقدس كه راهنما و الگوي قابل اهميت براي همه ما مي باشد خداوند به ما و شما نيز توفيق عتبه بوسي اين بزرگواران را عنايت كند تا ما نيز ذخيره آخرتي داشته باشيم و از اين راه توشه برگيريم.

منابع

1-نقل از فرسان الهيجاءدانشمند معظم شيخ ذبيح الله محلاتي

2-نقل از كتاب چهره قمربني هاشم ص59 به نقل از كتاب زندگاني حضرت ابوالفضل ص21

3-از كتاب چهره قمربني هاشم ص59

4-نقل از چهره ابوالفضل به نقل از تذكرةالشهدا ملا حبيب الله كاشاني ص443

5-مناقب ابن شهرآشوب ج2 ص93

6-مناقب ابن شهر آشوب ج2 ص76

7-خصايص العباسيه شيخ محمد ابراهيم كلباسي به نقل از چهره ابوالفضل(ع) ص8

8-خصايص العباسيه ص119

9-زندگاني حضرت ابوالفضل العباس

10-اسرار آل محمد ترجمه سليم بن قيس ص205

11-سردار كربلا ص162 به نقل از چهره ابوالفضل ص140

12-معاني السبطين ج1 ص452

13-خصال شيخ صدوق ج1 ص68 بحار ج22 ص274،بحارالانوار ج22 ص274

14-تفتيح المقال ج2 آية الله شيخ عبدالله مامقاني ص128،معالي السبطين ج1 ص27

15-نقل از بحارالانوار ج45 ص66 به نقل از چهره ابوالفضل ص12 

ميلاد علمدار كربلا حضرت ابوالفضل مبارك باد

اس ام اس تبريك ميلاد امام حسين

پيامك به مناسيت ميلاد امام حسين (ع)

كيمياي سعادت است حسين                      باب لطف و كرامت است حسين

غم مخور شيعه از عذاب جهيم                  چون شفيع قيامت است حسين

ميلاد امام سوم شيعيان بر تمام عاشقان مبارك


سرچشمه خير و بركات است حسين            برزنده دلان آب حيات است حسين

فرموده محمد آن پيام آور حق                   مصباح و صفينة النجاة است حسين

 ميلاد امام حسين بر هگان مبارك باد


امشب زمين و آسمان گرديده پر شور و شعف
امشب تمام عرشيان بهر زيارت بسته صف
امشب که عيدي ميدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستي کن و دل را بري کن از اسف
زيرا به دنيا آمده مظهر عزت و شرف
*ميلاد نور مبارک*


آيينه حق نما حسين است حسين              مرآت خدا نما حسين است حسين

بوسيد محمد لب لعلش فرمود                روشنگر و رهنما حسين است حسين

عاشقان عيدتان مبارك


بوي گلهاي بهشتي ز فضا مي آيد
عطر فردوس هم آغوش صبا مي آيد
نوگل مصطفوي، زينت باغ علوي
مظهر پنج تن آل عبا مي آيد
مژده كه دلدار آمده                          يارو وفادار آمده

گويد منادي دم به دم                       فرزند زهرا آمده


وادت سه نور ولایت بر شما مبارک

ماه میلاد سه پرچم دار عشق

دلبر و دلداده و دلدار عشق

ماه میلاد سه ماه عالمین

سید سجاد و عباس و حسین(ع)


ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی / در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت / مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی . . .


میلاد گل رسول و زهرا و علی است / زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است

ما را دگر از روز جزا بیمی نیست / چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است


گفت پيغمبر:من از او،او زمن                 ما زيك روحيم،اما در دو تن

ميلاد فرزند مولود كعبه مبارك

ميلاد امام حسين

حضرت امام حسين(عليه السلام)

نام مبارك:حسين

نام پدر:علي(ع)

نام مادر:فاطمه دختر محمد(س)

لقب شريف:سيدالشهدا

كنيه:اباعبدالله

تاريخ تولد:سوم ماه مبارك شعبان سنه 4هجري

محل تولد:مدينه منوره

مدت امامت:11سال

مدت عمر:57سال

تاريخ شهادت:روز عاشورا(دهم محرم)سنه 61 هجري

سبب شهادت:در جنگ ناجوانمردانه لشگر يزيدبن معاويه ملعون به دست شمر به شهادت رسيد

محل شهادت كربلا:كربلا

محل دفن:كربلاي محلي

حسين بن علي(ع)در سوم شعبان سال چهارم هجرت،در مدينه به دنيا آمد.شيخ طوسي از حضرت امام رضا(ع)نقل مي كند:زماني كه حسين(ع)از مادرشفاطمه(س)متولد شد،رسول اكرم(ص)به اسماءبنت عميس گفتبياور فرزند مرا و اسما امام حسين(ع)را در پارچه اي سفيد نزد حضرت بردند و رسول اكرم وي را در آغوش گرفت و در گوش چپش اقامه و در گوش راستش اذان گفتند در همين حال بود كه به وي وحي شد بعد از وحي رسول اكرم(ص)گريستند و فرمودند:خداوند لعنت كند قاتل تو را و به اسماءگفتند اين ماجرا را براي فاطمه بازگو نكند.در روز هفتم ولادت،پيامبر اعظم(ص)گوسفندي را قرباني كردند و در بين فقرا تقسيم نمودند.

امام حسين(ع)هفت سال آغازين زندگي اش را در كنار پيغمبر پرورش يافت.پيغمبرعلاقه ي وصف ناپذيري به حسين داشت بطوري كه در هنگام نماز هم حسين را از خود دور نمي كرد،امام از سخاوتمندترين مردان است روايت است روزي از كنار مستضعفين عبور مي كرد و ايشان در حال تناول نان خشك بودند و با ديدن حضرت ايشان را هم دعوت كردند.حضرت كه سوار بر اسب بودند فرمودند خداوند متكبرين را دوست ندارد و از اسب پايين آمدند و با ايشان تناول كردند و بعد ايشان را به خانه ي خود دعوت كردند و مقداري غذا تهيه كردند و با آنها در كنار هم تناول نمودند.

امام حسين(ع)مدت 47 سال در كنار برادرش امام حسن مجتبي(ع)بود و در تمام امور نيز با پدر همراه وي بود و او را ياري مي كرد.وي پس از شهادت امام حسن مجتبي(ع)هدايت جامعه ي اسلامي را برعهده گرفت و تا ده سال همان روش مسالمت آميز برادرش را در پيش گرفت.

از سخنان گهربار حضرت امام حسين(عليه السلام)

-پرهيز كن از ستم به هر كسي كه غير از خدا ياوري ندارد.

-از غيبت مردم خودداري كن زيرا غيبت خوراك سگهاي جهنم است.

-مرگ با عزت بهتر از زندگي با ذلت است.

-اگر دين نداريد لااقل آزادمرد باشيد.ي

-هر كسي كاري را از روي گناه دنبال كند آن چه آرزو دارد از دست مي دهد و از آن چه مي ترسد به آن گرفتار ميشود.

-بدانيد نيازهاي مردم به سوي شما از نعمتهاي خدا است كه بر شما روآورده است،پس از انجام آنها ملول نشويد،كه نعمت از شما به ديگران منتقل خواهد شد.

بخشي از نامه امام بع شيعيان بصره

...گروهي بر ما حكومت مي كنند كه تا به حال به خاطر دوري از فتنه و فسادو طلب عافيت،سكوت كرديم و دم فرو بستيم.اما اينك كه اين نامه را براي شما(شيعيان بصره)مي فرستم؛شما را به سوي كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مي نمايم،اگر سخنم را شنيديد و از راه و روش من اطاعت كرديد،شما را به رستگاري رهنمون خواهم شدووالسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

عاشقان عيدتان مبارك

يا صاحب الزمان ادركني

اگر روزی او را ببينم..

به او می گويم چه زيبا مولا علی(ع)فرمود:«الانتظاراشد من الموت»انتظار شديدتر از مرگ است. ای عدل منتظر و ای حاظر ناظر!چشم ها به تو دوخته شده و منتظران حقيقت،همچو شمعی تا صبح ظهور در غم هجرانت می سوزند.چه سخت و گران است بر من اينكه ببينم همه ی خلق را و فقط تو را نبينم:«عزيز علی ان اری الخلق ولا تری».هرآدينه كه ميرسد،دل بهانه تو را می گيرد و ما لبها را با«ندبه و كميل»متبرك كرده و رو به دريای انتظار به انتظار طلوع آفتاب می نشينيم.ای ساقی فرج!چشم ها آنقدر در فراق تو اشك ريخته و انتظار كشيده،دستها آنقدر طلب نور كرده و خالی مانده،دوشها آنقدر تازيانه سنگين اهانت رابر پيكره ی باورهای دينی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده . مولای من!كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذليل و خوار كنی:«اين معزالاوليا و مذل الاعداء». ای سايبان دلهای سوخته و ای انتظار اشكهای بهم دوخته !

عاشقانت هر جمعه ديدگان خود را با اشك می آرايند و دلشان را نظر تو می كنند.هر صبح با مولايشان تجديد ميثاق می كنند. كاروان دل را به غروب می برند،زبان را به ذكر فرج مشغول می دارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش می كشند،تا شايد دعايشان مستجاب شود و معشوق گوشه چشمی به آنها بنمايد.

ای تجديد كننده احكام تعطيل شده،و ای طلب كننده خون شهيد كربلا!كجا هستی؟

بيا و ديدگان را با ظهورت مزين كن و دريای محبت را بر دل مشتاقان جاری كن.ای چشمه عدالت!طولانی بودن انتظارت ما را به خطا كشانده است،ديگر عصر جمعه ها دلها می گيرد،چشم ها نگاهشان را به رايگان می فروشند.بازار معامله پا يا پای قلب های سكه ای در برابر قلب های سپيده،بسيار داغ است.

چقدر مردم برگردنشان قلبهای سكه ای آويزان كرده اند؟

ای كاش می دانستم در كدامين سرزمين قرار داری:«ليت شعری،اين استقرّت بك النوی،بل ایّ ارض تقلّك او ثری»؟

ای بلندای نيكی،دوست دارم هر آدينه كه می رسد،ندبه های زائرانت را دانه دانه در جام جمع كنم و از آن قلب بلوری بسازم و هنگام ظهورت با قلبی بلوری به استقبالت بيايم.مولای من !كی می شود كه تو ما را ببينی و ما تو را ببينيم و كی می شود كه اين گفته مصداق پيدا كند:«متی ترانا و نراك.»هر جمعه دوباره سلام،دوباره ندبه،دوباره حسرت و آه،انتظار،غروب،غريبی!دوباره زخم كهنه جدايی ام سرباز می كند.امانم را بريده است.مرض مزمن كفر وگناه،رهايم نمی كند.سخت در بند ثناگوی اهريمن شده است.تمام روحم را تب فرا گرفته و در آتش می سوزد و توان قيام را ندارد.خصمان درونی و بيرونی،روحم را در زنجير غفلت به بند كشيده اند.برای درمان دردم،راه را به خطا رفته ام،مرادرياب يا صاحب الزمان!ای تمام آرزوی من! ای غايب غيبت نشين!توان سخن گفتن را از دست داده ام.از اين غروب و طلوع به ستوه آمده ام.

ای مهربان!به معصيت و ناسپاسيم اعتراف می كنم.دستان نااميدم را كه در بند شيطان است،اميد بخش و افق فكرم راا به سمت عرفان و معرفت جهت ده.نادم و پشيمانم و با كوله باری از دلتنگی زمانه كه پشتم را خم كرده سر تعظيم فرود می آورم و ادای احترام می كنم.

ای با شكوه! ای هستی شيعه ! فرياد بی كسی هايم را بشنو.قلب شكسته ام را درمان كن،اگر چه بارها عهد شكنی كرده ام.اگر چه در كلاس درست هميشه غايب بوده ام،اگر چه پشت به اقيانوس محبتت كرده ام،حال همچو برگ خزانی كه اسير زمستان سرد و تاريك شده،با دستانی خالی و پشتی خميده در محضرت زانوی ادب خم كرده و به انتظار پاسخ در سكوتی مبهم به سر می برم تا جوابم را بدهی و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری.

گِل می خوری؟

دوست عزیز تا به حال گِل خوردی؟

شاید نه شاید هم بله ولی اگه هم خورده باشی طعمش رو خوب نفهمیدی.

این فایل رو دانلود کن تا خواص گِل خوری رو بدونی!

این کلیپ صوتی واقعاْ ارزش دانلود را داره اگه دانلود نکنی از دست داده ای.

پس از شنیدن این کلیپ صوتی نظرت رو در مورد گِل خوردن بنویس.می خوام بدونم طعمی که شما چشیده اید مثل طعم گِل من است یا نه؟

فرمت:            mp3

حجم:             ۶۶۱ kb

دانلود کلیپ صوتی

انتظار شهادت

آگاهي از شهادت
صداي دلنشين اذان ظهر در تپه هاي ميمك مي پيچيد و روحيه برادران را تازه تر و دلشان را به پشتيباني خداوند متعال گرمتر و شوقشان را به لقاءالله بيشتر مي كرد. آفتاب گرما و روشني اش را بي دريغ بر كوه وبيابان نثار مينمود. مدتي بود در يكي از تپه هاي ميمك، در خط مقدم مستقر و با یک بسیجی دیگر همرزم بوديم. او هم مثل برادان ديگر وضو گرفت تا درنماز جماعت شركت كند. بعد از وضو كه با هم روبرو شديم صميميتي بيشتر از روزهاي ديگر در او ديدم انگار چهره اش نوراني تر از روزهاي قبل بود.
مي دانستم كه نبايد تعريف كسي را به خودش كرد چرا كه انسان مغرور است و تعريف ، غرور انسان را تحريك كرده در نتيجه هم جلوي رشد و تكامل او گرفته مي شود،هم زمينه نفوذ شيطان در وجود انسان بيشتر مي شود و هم اخلاص آدمي در معرض خطر بيشتري واقع مي شودچرا كه اگر قبلاًكارهايش فقط براي خدا بود كم كم باشنيدن تعريف و توصيف هاي ديگران از اين اخلاص كاسته مي شود، توجه انسان به خدا كمتر و به اظهار نظرهاي ديگران بيشتر مي شود و بفهمي نفهمي بعضي كارها را نه فقط براي رضاي خدا بلكه براي تعريف و توصيف ها و رضاي ديگران انجام مي دهد، مگر اينكه خيلي آدم خود ساخته اي باشد و تعريف و توصيف ديگران هم اهميتي برايش نداشته باشد كه البته چنين آدمهايي نادرند و از تعريف خوششان نميايد حتي خود امام هم با اينكه در خودسازي قهرماني بي نظير است اما اگر كسي در حضورش تعريفش را بكند بشدت بدش مي آيد .
در اسلام هم تعريف روبرو بشدت نهي شده و پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: (احصوالتراب في وحوه المداحين. خاك بپاشيد به روي كساني كه شما را مدح و تعريف كنند.) البته تعريف پشت سر و در غياب شخص مورد تعريف، مستحب هم هست و آنچه نهي شده تعريف رو بروست.منهم معمولاً به خودم اجازه نمي دادم از كسي روبرو تعريف كنم و او را بطرف شيطان بكشانم اما نمي دانم چرا بي اختيار گفتم .((قدرت الله چهره ات نوراني شده)). بي تأمل جواب كوتاهي داد: (علامت شهادت است).
آنروز گذشت. فرداي آن روز ساعت 5 صبح برادران پاتك را شروع كردند. من در سنگر نگهباني ناظر برادراني بودم كه منظم و ساكت به طرف دشمن حركت مي كردند. به راحتي هيكل قدرت الله را درميان برادران تشخيص ميدادم . اندك مدتي بعد آتش آرپي جي برادران از فاصله دور ديده شد و مطمئناً اين آرپي جي ها طبق معمول سنگرهاي دشمن را درهم پيچيده بود. مدتي گذشت... عمليات پاتك با موفقيت به پايان رسيده و برادران گروه گروه برگشتند. چشم براه قدرت الله بودم يك گروه از برادران به پايگاه رسيدند. آتش دشمن خاموش شد. مدتي بعد گروه دوم عازم پايگاه خودمان شد. آتش دشمن قطع شده بود اما ناگهان تك خمپاره اي به زمين خورد و تكه تكه شد و تركشهايش فضاي اطراف را شكافتند. گويي خمپاره خود را بخاطر عملي كه توسط او انحام مي شد گناهكار ميدانست و با ريزريز شدنش از خود انتقام مي كشيد.
قدرت الله به زمين افتاد . خمپاره بدجوري زخمي اش كرده بود.سرش به زمين خم شد و در حالت سجده بي حركت باقي ماند. برادران همراه كه او را از پايين شيار آوردند گفتند خيلي سريع و درحال سجده شهيد شد. گرد و خاك غليظي صورت قدرت الله را پوشانده بود و من خاموش به صورتش خيره بودم. چهره نوراني اش جلو چشمم مجسم بود وصدايش درگوشم زنگ مي زد:  " علامت شهادت است... "

پديده بدحجابي

پديده بد حجابي

طليعه

«فرزندم،زنان را در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زيرا كه سختگيري در پوشش،عامل سلامت و استواري آنان است.بيرون رفتن زنان بدتر از آن نيست كه افراد غير صالح را در ميانشان آوري،اگر بتواني به گونه اي زندگي كني كه غير تو را نشناسند،چنين كن.كاري را كه برتر از توانايي زن است،به او وا مگذار كه زن،گل بهاري است نه قهرماني سخت كوش.» (حضرت امام علی(ع))

حجاب در منظر قرآن و حديث

در كلام الهي،اينگونه رعايت حجاب را در زنان گوشزد مي فرمايد كه:«واي رسول:زنان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا)بپوشند و دامنها و اندامشان را (از عمل زشت)محفوظ دارند و زينت و آرايش خود جز آنچه قهراً ظاهر مي شود،بر بيگانه آشكار نسازند و بايد سينه و بر و دوش خود را با مقنعه بپوشانند و زينت و جمال خود را آشكار نسازند جز براي محارم خويش.»

قرآن كريم،در آيه ديگري،مردان را محور توجه قرار داده و مي فرمايد:«اي رسول ما،مردان مؤمن را بگو تا چشم ها (از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را از كار زشت)محفوظ دارند كه اين براي پاكيزگي(جسم و جان آنها)اصاح است و البته خدا به هرچه كنيد،كاملاً آگاه است.»از اين آيه و آيه قبلي چنين برداشت مي شود كه لازمهسلامت جامعه،حفظ حجاب و نگاه به طور توأمان است و اين دو مكمل يكديگرند.حال براي توضيح بيشتر،به برخي روايات در اين مورد اشاره مي كنيم.پيامبر اسلام(ص)فرمودند:«نابودي زنان به خاطر طلا و جواهرات زينتي و لباس بدن نماست.»از امام صادق(ع)نيز روايتي به اين مضمون نقل شده كه فرمودند:«رسول خدا(ص)فرمودند:كسي كه مطيع همسرش باشد،خداوند بزرگ او را به صورت در آتش افكند.پرسيده شد آن اطاعت كدام است؟فرمود:از جمله اينكه زن درخواست پوشيدن لباسهاي نازك و بدن نما را داشته باشد و شوهر او را اطاعت كند.»و نيز از رسول خدا(ص)روايت شده كه فرمودند:«حكايت زني كه در زينت خويش دامن كشان،از خانه بيرون رود چون ظلمتي است در روز قيامت كه نور ندارد.»

حدود و مرزهاي نگاه به زن

براي آشنايي با حدود و مرزهاي حجاب به بيان ود روايت اكتفا مي كنيم:

روايت اول-شخصي از امام صادق(ع)پرسيد:زني كه به آدمي محرم نيست چه مقدار از نگاه به او حلال است؟فرمود:صورت و كف دو دست و دو قدم ها.

روايت دوم-در خصال است كه رسول خدا(ص)به اميرالمؤمنين(ع)فرمود:يا علي اولين نظري كه به زن نامحرم كني عيبي ندارد ولي نظر دومي مسئوليت دارد و جايز نيست.

 

زمينه هاي روانشناختي و جامعه شناختي

برخي از عواملي كه در تكوين پديده بدحجابي مؤثر است،عبارتند از:

1-جوزدگي

برخي دختران و زنان،به لحاظ برخورد منفعلانه با جو غالب جامعه،كه گرايش به بدحجابي دارد،دربرابر آنان مقاومت خود را از دست داده و به بدحجابي گرايش مي يابند.چون براي آنان،اكثريت معيار حقيقت است،لذا به راحتي تحت تأثير ظواهر نامطلوب ديگران قرار مي گيرند.

2-ضعف سرمايه هاي دروني

انسانها به تناسب موقعيت خود از ارزشها و سرمايه هاي وجودي متفاوتي با ديگران برخوردارند.برخي به ارزش هاي دروني خود متكي اند،ارزشهايي نظير علم و آگاهي،اخلاق و فضيلت،هنر و زيبايي شناسي و امثال آن و لذا نيازي به بروز و ظهور جلوه هاي ظاهري خود ندارند.در مقابل،آنهايي كه از درون احساس تهي بودن مي كنند ناگزيرند به ظاهرآرايي روي آورند و بدحجابي مظهر انسانهايي است كه احساس خلأ وجودي دارند.

3-فقدان هويت

معناي تكوين هوين،آگاهي از شخصيت خويش،مقعيت خود در جهان هستي و ايفاي نقش در آن است.آنهايي كه فاقد هويتند،ناگزيرند به تقليد از رفتار ديگران بپردازند،آنان در حقيقت خودشان نيستند بلكه هر لحظه به رنگي و جلوه اي خود را مي آرايند و بدحجابي يكي از مظاهر بي هويتي است.

 

4-رشد فمينيسم

فمينيسم يكي از مظاهر پست مدرنيسم محسوب مي شود.يكي از تبعات آنحق استقلال زن در تصميم گيري هاي زندگي و از جمله شغل،پوشش،اتباط ها و مناسبات انساني اوست.در اين صورت زن خود را ملزمبه تبعيت از مرد در اينگونه مسايل نمي بيند و چون طبيعت زن متمايل به جلوه گري و ظاهرآرايي است،زماني كه در برابر خواسته هاي نفساني اش مانعي نبيند،ناگزير  آزادانه باهرنوع لباس و پوشش در جامعه ظاهر مي شود كه يكي از تبعات آن پديده بدخجابي است.

5-تربيت نامطلوب خانوادگي

فرزندان بيش از گفتار والدين،از رفتار آنان مي آمزند واين تأثير در دوران كودكي به مراتب قوي تر از دوران ديگر زندگي است.

6-ضعف مديريت مرد

بر اساس اين واقعيت كه رياست خانواده از شئون مرد محسوب مي شود.مرداني كه از قاطعيت و صراحت در خصوص ارزش هاي اخلاقي خانواده به ويژه حجاب زنان،برخوردار نيستند،درحقيقت به طور ضمني به آنها اجازه استفاده از هر نوع پوشش و يا حضور در هر محفلي را مي دهند،از عوامل مؤثر كه علاوه بر عوامل مذكور،مي توان به برخي زمينه هاي تقليد ناآگاهانه از فرهنگ بيگانه و تأثيرپذيري از تهاجم فرهنگي و معاشرت هاي آلوده و غيراخلاقي نيز اشاره نمود.

پيشنهادها و راهكارها

در خصوص مقابله با بدحجابي،راهكارهاي پيشنهادي اجمالاً عبارتند از:

1-تبيين و ترويج الگوي حجاب

ضرورت معرفي و ارائه الگوي حجاب و به ويژه حجاب برتر،بخصوص از دوران كودكي و نوجواني در مدارس.

2-آموزش خانواده با محوريت حجاب

برخي از سلسله مباحث آموزش خانواده در مدارس به مبحث حجاب اختصاص يابد تا والدين به صورت دقيق و كارشناسي با شيوه هاي آموزش و ايجاد علاقه به حجاب در دختران آشنا شوند.

3-گسترش و تقويت جشن تكليف

برگزاري جشن تكليف (عبادت)،غالباً نقطه عطفي در زندگي نوجوانان محسوب مي شودفو در مورد دختران بايد با ظرفيت،ظرافت و تشويق بيشتري صورت پذيرد تا آنان را براي پايبندي بهتر به حجاب ،برانگيزد.

4-گسترش و تعميق ادبيات حجاب

با وجود اهميت روزافزون موضوع حجاب،متأسفانه ادبيات غني و گسترده اي كه متضمن كتاب هاي مستدل،توجيهي و آموزشي در خصوص حجاب در سطوح مختلف باشد،وجود ندارد و آثار بسيار محدود و موجود،قادر به پاسخگويي به نسلي كه مشتاق آگاهي بيشتر و عميق تر در خصوص حجاب است،نمي باشد. و اين مهم متوجه نويسندگان و اصحاب قلم است كه با خلق آثاري جديد خلأ موجود را ترميم نمايند.

 

بهره گيري ابزاري از هنر

طرح و تدوين آثار هنري در سطح وسيع با محوريت حجاب قادر است به نيازهاي نسل جوان در حد و اندازه مطلوبي پاسخ دهد.

6-بازنگری برنامه هاي سيما

چنانچه اندكي غفلت،مسامحه يا كوتاهي در قالبها يا محتواهاي تصويري سيما صورت گيرد،مي تواند تأثيرات منفي زيادي برجاي گذارد.تأثير درازمدت آن،قطعاً بي اعتنايي و دلسردي به پوشش و حجاب كامل خواهد بود.

منبع:كتاب روشهای كاربردی امر به معروف و نهی از منكر،دكتر محمدرضا شرفی

ترويج عفاف،وظايف و راه كارها...

مقوله حجاب و رعايت عفاف در جامعه از مهمترين موضوعاتي است كه برخي كم توجهي ها نسبت به آن،طي ساليان اخير،وضعيت جامعه را به مرحله بسيار حساس و خطرناك كشانده است.

در اين زمينه،چندي است به لحاظ اهميت موضوع،وظايف دستگاههاي مختلف در اين زمينه،كه سالهاست از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي كشور،با عنوان«راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب»رسماً ابلاغ شده است را مرور كرده و قضاوت در مورد ميزان عملكرد و پايبندي دستگاهها به وظايفشان را برعهده همه ي وجدانهاي بيدار،مي گذاريم.همچنين آشنايي با اين قوانين،مي تواند امت حزب الله و عناصر غيور جامعه را در پي گيري و مطالبه وظايف مسئولين در مورد مبارزه با بي حجابي و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب ياري كند:

وظايف سازمان بهزيستی

تفكيك و اولويت بندي افراد مجرم در امر ترويج مسائل ضد اخلاقي از لحاظ سن،نوع تخلف،ميزان آسيب رساني اجتماعي و...وبرنامه ريزي مناسب براي اصلاح و بازگشت آنها به زندگي سالم اجتماعي با همكاري سازمان زندانها و دستگاههاي ذيربط.

برنامه ريزي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف و حجاب در مهد كودكها و مراكز تحت پوشش سازمان بهزيستي و نظارت شايسته در جهت تحقق اين امر.

بهره گيري از آموزش هاي مناسب و منطبق با فرهنگ ايراني-اسلامي در مراكز تحت پوشش(نظير مراكز بازپروري و نگهداري زنان و دختران فراري).

وظايف وزارت امور خارجه:

نظارت بر ارتباطات و عملكرد سفارتخانه ها و مراكز فرهنگي خارجي،از نظر ترويج فرهنگ و پوشش نامناسب و رفتارهي غيراخلاقي در جامعه.

معرفي خانواده ها و دانشجويان ايراني مقيم خارج از كشور كه در جهت گسترش و اعتلاي فرهنگ و سنت اصيل اسلامي و ملي تلاش نموده اند و اعطاي جوايز به اينگونه افراد از طريق رسانه هاي گروهي به منظور الگوسازي آنان.

تكريم و تشويق بانوان و خانواده هاي محجبه كه با حفظ شئونات اسلامي به سفارتخانه هاي ايران در خارج از كشور مراجعه مي نمايند.

نظارت بر پوشش و حجاب ميهمانان و گردشگران خارجي كه به ايران مسافرت مي كنند.