بازار

یکی از طلافروشان صاحب نام بازار تهران که نخواست نامش فاش شود ( ب . ذ ) شخصا به بنده گفت که : " ما بازاریها از همان سال های 40 ، 42 همراه امام و مطیع امام و گوش به فرمان امام بودیم و هزاران شهید داده ایم و به قول امام مبدا انقلاب از دانشگاه و بازار بوده است و ما بودیم که در هشت سال دفاع مقدس هزاران شهید دادیم و ما بودیم که انجمن اسلامی اصناف بازار را تشکیل دادیم و ما همیشه به جنایات آمریکا و اسرائیل واکنش نشان داده ایم و تمامی دکان دار ها پول میگذارند هر ساله محرم غذای مفصلی به مردم میدهیم و عزاداری با شکوهی برگزار میکنیم ولی حالا اعتراض داریم ، به مالیات اعتراض داریم و این به معنای این نیست که یک سری منافق آمده اند و میگویند که بازار هم صدایش درآمده تا نظام را براندازد این غلط محض است به خدا اگر کسی به نظام چپ نگاه کند تمام بازار پایش را قلم میکند ، من به شخصه میگویم که اعتراض به مالیات است و لا غیر "

این قسمتی از گپ و گفت های من با جناب آقای ب . ذ بود که به سمع و نظرتان رسید .

حال تکه هایی از سخنان مقام معظم رهبری و حضرت امام را راجع بازار می آورم :


حضرت امام خمینی :

جلد اول صحیفه ی نور صفحه ی 104 :

"اگر استانهاي اين كشور به دست غير مسلمان بيفتد چه بسا ممكن است از حلقوم خبيث آنان صدايي غير از قرآن شنيده شود و آن روز است كه خطرهاي بزرگي متوجه مي شود؛ نه تنها اسلام و قرآن حفظ نخواهد شد، بلكه تمام حيثيات شما خواهد رفت .اقتصاديات ، بازار، ذخاير مملكت ، همه و همه خواهد رفت . اي مومنين بيدار باشيد.اجانب به فكر از بين بردن ايران و كشور مسلمين افتاده اند. جز قرآن مانعي نمي بينند.عمال خود را وادار كردند به هر حيله اي كه ممكن است قرآن را از بين ببرند."


حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دیدار با بازاریان در تاریخ سیزدهم تیرماه سال یکهزار و سیصد و هفتاد خورشیدی :

"يك نكته در باب كسبه در نظام و كشور اسلامى اين است كه از دوره‏هاى گذشته تا امروز، كسبه و اصناف و تجار و كسانى كه در كار دادوستد بوده‏اند، اهل عمل به دين و عقيده‏ى دينى و اعتقاد به علماى دين و حضور در كنار آنها بوده‏اند. كسى نمى‏تواند اين نكته را انكار كند. از دوران قديم تا دوران حاضر، كسبه در كشور ما، جزو قشرهاى متدين بوده‏اند و هستند. همين تدين و انس با علما موجب شده است كه در هر ميدانى كه علماى دين حضور داشته‏اند - در مبارزات، در موضعگيريهاى گوناگون سياسى و يا دينى - حضور اصناف و كسبه و اهل بازار و دادوستد در آن‏جا قطعى باشد. وقتى كه علماى اعلام مى‏خواستند در دوران مبارزات - چه مبارزات نهضت اخير، يعنى سالهاى دهه‏ى چهل و پنجاه، و چه قبل از آن - يك حضور مردمىِ قاطع را نشان بدهند، دستور مى‏دادند كه بازارها تعطيل بشود، و بازاريان و كسبه تعطيل مى‏كردند؛ يعنى پشت سر علما مى‏ايستادند، و اين تأثير زيادى هم داشت. رژيمهاى جبار هم اين را فهميده بودند؛ لذا به انواع طرق درصدد بودند كه اين لشكر مردمى را، يا با فشار و ارعاب و تهديد، يا با بستن مالياتهاى سنگين استثنايى در دوران ستمشاهى، و يا با تبليغات، از روحانيون جدا كنند؛ غالباً هم اثرى نمى‏كرد.

از اول انقلاب نيز كسبه و اصناف شهرى ما، در ميدانهاى انقلاب - راهپيماييها و جبهه‏ها و كمكهاى مالى - حضور خوبى داشتند. پس، ما اين قشر را يك قشر اسلامى و انقلابى مى‏شماريم. معناى انقلابى هم همين است كه در مواضع انقلاب حضور داشته باشند؛ يعنى هرجا كه انقلاب از آنها متوقع است، باشند. اين، در بسيارى از دوره‏هاى گذشته و در بخش مهمى از دوران بعد از پيروزى انقلاب، نسبت به جمع كثيرى از اصناف كشور وجود داشته است. اين نكته را نبايد كسى مورد مناقشه قرار بدهد.

بعضى عادت كرده بودند، يا عادت كرده‏اند كه نسبت به اصناف و كسبه و بازرگانان، به‏طور مطلق زبان به بدگويى باز كنند؛ اين غلط است. بله، بنا بر تفكرات بيگانه‏ى از اسلام - تفكرات ماركسيستى و غيره - اصلاً وجود اصناف و كسبه و بازرگانان، يك وجود زيادى است. آنها اصل اين قشر را قبول ندارند، كارى به كار دين و مذهب و اعتقادشان ندارند و خوب و بدشان را هم تفكيك نمى‏كنند. بعضى از تفكرات الحادى رايج در آن زمانهاى مبارزات، اين قشر را اصلاً قبول نداشت. كسى نبايد تحت تأثير آن حرفها و آن شعارها قرار بگيرد. تا آن‏جا كه ما فهميده‏ايم و ديده‏ايم و لمس كرده‏ايم، در ايران اسلامى، اصناف در خدمت اسلام و انقلاب و مطيع امام بزرگوار بوده‏اند و در همه‏ى ميدانهاى انقلاب نيز حضور داشته‏اند."


مقام معظم رهبری ، همان :

"نكته‏ى ديگر اين است كه خود اصناف بايد اين موقعيت اسلامى و انقلابى را حفظ كنند و نبايد بگذارند كه در درون اصناف و واحدهاى صنفى، وضعى پيش بيايد كه اولاً آنها را از موضع انقلابى جدا كند؛ ثانياً زبانهايى را كه شايد خيرخواه هم نباشند، به روى آنها باز نمايد. اصناف بايد در خدمت قوانين اسلامى و مطيع قوانين باشند.

من به شما برادران عزيزى كه اعضاى انجمنهاى اسلامى اصناف هستيد و ما به اين انجمنهاى اسلامى اعتقاد داريم و مسؤولان شما چهره‏هايى انقلابى و سابقه‏دار و مورد اعتماد امام و مورد اعتماد ما بوده‏اند و هستند، مى‏خواهم اين مطلب را عرض كنم كه در سالهاى جنگ و كلاً در سالهاى بعد از انقلاب، بعضى از اصناف و كسبه و تجار بسيار بد عمل كردند. كارى كردند كه اگر كسى قصد داشت نسبت به كسبه و بازارى، زبان به بدگويى باز بكند، به‏طور وفور و فراوان، بهانه و نمونه در اختيارش بود.

بعضى سوء استفاده‏ها كردند، قوانين را زير پا گذاشتند و به ثروتهاى كلان دست پيدا كردند. در حالى كه مردم - قشرهاى حقوق‏بگير، كارگران و كارمندان و نظاميان - به خاطر مشكلات اقتصادى ناشى از جنگ و محاصره‏ى اقتصادى، فشارهايى را تحمل مى‏كردند، آنان در تحمل فشار، خودشان را با اين مردم سهيم نكردند؛ بلكه جمعى از آنها حتّى اين فشار را زياد كردند! اين، مناسب چهره‏ى اسلامى و انقلابى اصناف مسلمان جمهورى اسلامى نيست.

سياستهاى نظام جمهورى اسلامى و دولت خدمتگزار اين نيست كه از راه كنترلهاى بسيار شديد، مشكلاتى را براى عامه‏ى اصناف به وجود بياورد؛ ولى اين نبايد موجب آن بشود كه كسانى سوء استفاده كنند. من به شما عرض كنم - و شما هم يقيناً مى‏دانيد، من هم بى‏خبر نيستم - كه بسيارى سوء استفاده كردند."

همان :

"يك‏وقت به جمعى از انجمنهاى اسلامى بازار تهران كه چند سال قبل از اين در دوران رياست جمهورى پيش من آمده بودند، گفتم كه شما بايد نگذاريد كسانى سوءاستفاده كنند؛ شما بايد چهره‏ى سوءاستفاده‏كن را افشا كنيد؛ شما بايد شگردهاى مخصوصى را كه براى فرار از ماليات، فرار از قانون و ارتكاب تخلف و تقلب به‏كار مى‏بندند، براى مأموران دولت و مسؤولان كشور افشا كنيد. اين كار هنوز هم بايد بشود.

البته اوضاع كشور از لحاظ اقتصادى، غالباً بر يك روال نيست. مسايل اقتصادى كشور به عوامل گوناگونى بسته است كه بسيارى از آن عوامل، خارج از مرزهاست. وضع تورم جهانى، وضع عرضه‏هاى گوناگون جهانى، وضع پول در دنيا و بسيارى از اين‏گونه مسايل، روى اقتصاد يك كشور اثر مى‏گذارد. اقتصاد كشور مستقلى مثل ما كه مى‏خواهد مستقل زندگى بكند، غالباً با بعضى از نوسانها همراه است. نبايد اجازه بدهيد كه از اين نوسانها و از اين كم و زيادها، كسانى به نفع جيب شخصى خودشان استفاده كنند، و تا رقم مالياتى بر صنفى بسته شد، بلافاصله آن ماليات خودش را در زندگى مصرف‏كننده‏يى كه به آن صنف مراجعه دارد، نشان بدهد. اين درست نيست و بر عدل اسلامى منطبق نمى‏باشد. شما بايد اينها را مراقب باشيد. انجمنهاى اسلامى بايد هوشيارانه عمل بكنند.

من به شما عرض كنم كه ماليات يك امر الزامى و شرعى است و در جامعه‏ى اسلامى، دولت در صورتى كه لازم بداند، برطبق قانون بايد از درآمدها ماليات بگيرد. كسانى هستند كه با داشتن درآمدهاى كلان، از زير اين وظيفه‏ى قانونىِ شرعىِ الزامى - كه به نفع كشور و براى طبقات كم‏درآمد و در خدمت مصالح اسلامى است - استنكاف مى‏كنند. بايد راهى پيدا كنيد و نگذاريد كه اين‏طور بشود."

منبع