ميلاد امام سجاد
حضرت امام زين العابدين عليه السلام
نام مبارك:علي(ع)
نام پدر:حسين(ع)
نام مادر:جهانشاه(شهربانو)،دختر يزدگردسوم
لقب شريف:زين العابدين،سجاد
كنيه:ابوالحسن
تاريخ تولد:5شعبان يا 15 جمادي الاول سنه36 يا 38
محل تولد:مدينه طيبه
مدت امامت:35سال
مدت عمر:57سال
تاريخ شهادت:12يا18 يا25 محرم سنه 95هجري
سبب شهادت:زهري كه هشام بن عبدالمالك به حضرت داد
محل شهادت:مدينه طيبه
محل دفن:مدينه طيبه قبرستان بقيع
امام سجاد(ع)فرزندامام حسين (ع)و مادرش جهانشاه دختر يزگرد سوم بود،قطب راوندي از حضرت امام محمدباقر(ع)روايت مي كند كه چون دختر يزدگرد سوم را براي عُمر آوردند و داخل مدينه كردند عمر اراده كرد روي او ببيند،وي مانع شد و گفت سياه باد روي هرمز كه تو دست به فرزند او دراز مي كني،و عمر به خيال آنكه او را دشنام داده خواست تا او را بزند كه حضرت علي(ع)وي را بازداشت و فرمودند تو سخني را كه نمي فهمي چگونه دانستي،عمر دستور داد كه شهربانو را به فروش برسانند.حضرت علي(ع)فرمود جايز نيست فروختن دختران پادشاهان هرچند كه مشرك باشند وليكن به او بگوييد يكي از مسلمانان را خود به انتخاب به همسري گيرد.و عمر قبول كرد و به او گفت يكي را انتخاب كن آن زن سعادتمند آمد و دست بر روي شانه امام حسين نهاد پس حضرت علي(ع)فرمودند نام تو چيست؟عرض كرد جهانشاه .حضرت فرمود:تو را شهربانو ناميده اند!عرض كرد اين نام خواهر من است حضرت در پاسخ گفت راست گفتي و رو به حضرت امام حسين(ع)كرد و فرمود از اين زن به خوبي حفاظت كن كه فرزندي از وي به ما رسد كه هدايت امت اسلامي را بر عهده خواهد گرفت.امام سجاد(ع)در كربلا در كنار پدر و اهل بيت بودند وليكن به اذن الهي بيمار گشتند و از پيكار با سپاه كفر بازماندند و اينگونه امامت در اهل بيت تداوم يافت،در دوران خلافت حضرت،خلفاي حاكم براي حفظ قدرت به هر عمل نامشروع و نادرستي دست مي زدند تا قدرت را حفظ كنند نتيجه اين قدرت طلبي افزايش فشار حاكمان و ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم و ايجاد جوي خفقان آور از سوي خليفه و غلامان حلقه بگوش وي بود.امام براي زنده نگهداشتن اسلام و پاسداري از حماسه ي عاشورا در سخنراني هاي خود به عاشرا و شهيد كردن فرزند زهرا(ع)در كربلا به دست كوفيان و به دستور يزيد اشاره مي كرد و هر زمان آب و يا گوسفندي در حال ذبح مشاهده مي كردند به ياد كربلا و وقايعي كه بر اهل بيت عصمت و طهارت روا رفته بود مي افتاد و ناخداگاه اشك از چشمان مباركشان جاري مي شد.
دعا و نيايش
(صحيفه سجاديه)مجموعه پنجاه و چهار دعا است كه از حضرت امام زين العابدين (ع)به يادگار مانده است.اما اين كتاب به ظاهر دعا، يك دوره كامل و عميق جهانبيني و مكتب است آن هم در زماني كه امام آزادي بيان نداشت، آن حضرت در قالب دعا و مناجات اصول كامل اخلاقي و زندگي اجتماعي و سياسي را بيان نمود و در ميان مسلمانمان منتشر كرد، امام سجاد (ع) در دعا هاي خود با تكرار صلوات بر محمد و آل محمد(ص) نظام صالح و حكومت حق را به يادها مي آورد ياد مربيان و رهبران عدالت را زنده مي سازد و از خداوند در جهت كوبيدن باطل و ياري حق و نگهباني از اسلام توفيق مي خواهد. او كمك و هدايت گمراهان ، رسيدگي به ناتوانان، ياد بي پناهان و پناه دادن به آنها را سرلوحه برنامه ها و نيايش هاي خود قرار مي دهد و بدين ترتيب اخلاق نيك و شيوه تربيت فرزند صالح در اجتماع فاسد را به مشتاقان مي آموزد در عظمت اين كتاب پر ارج كافي است كه مفسر معروفه مصري«طنطاوي» مي گويد: صحيفه سجاديه يگانه كتابي است كه در آن علوم و معارف و حكمتهايي وجود دارد كه در كتاب ديگري يافت نمي شود و اين بدبختي مردم مصر است كه تا كنون از اين اثر گرانبها و جاويد نبوي آگاه نبوده اند، من هر چه در آن مي نگرم آن را بالا تر از كلام مخلوق و پايينتر از كلام خالق مي بينم؛ آنگاه وعده مي دهد كه تفسير گسترده بر اين كتاب بنويسد. امام با گزينش انزوا در لباس دعا به مسلمانان درس قيام مي دهد و با خداي خيش اينگونه راز و نياز مي كند:«خداوندا به من دست و نيروي ده تا بتوانم بر كساني كه به من ستم مي كنند پيروز شوم و زباني عنايت فرما در مقام احتجاج بر آنان غلبه كنم و فكر و انديشه اي عنايت فرما كه حيله دشمن را در هم شكنم و دست ظالم را از تعددي و تجاوز كوتاه سازم».
از اين نمونه در صحيفه سجاديه فراوان يافت مي شود. همچنين در اين صحيف نور پاره اي از معجزات علمي كه جهان آن روز از آنها آگاهي نداشت وارد شده است. مثلاً«پروردگارا، تو منزهي كه وزن تاريكي و نور را مي داني و از وزن سايه و هوا آگاهي».
در دعاي 27 نيز به روشني مي گويد كه عامل انتقال وبا آب است و در باره دشمنان خدا چنين مي فرمايد:« بار خدايا، با قدرت خود آب آشاميدني دشمنان اسلام را با بيماري وبا بياميز».
همانا كسرت عبادت امام سجاد(ع) مشهور است آن جناب عابدترين اهل روزگار بود و هيچ كس از مردم روزگار طاقت عبادتي همچون او را نداشتند و عبادت او را به عبادت اميرالمومنين (ع) تشبيه كرده اند چرا كه آن حضرت در شبانه روز هزار ركعت نماز مي گذاشت و زماني كه وقت نماز مي رسيد بدنش را لرزه مي گرفت و رنگش زرد مي شد و چون به نماز مي استاد مانند ساق درختي بود حركت نمي كرد مگر آنچه كه باد از لباس هاي او به حركت در مي آورد و چون در قرائت حمد به « مالك يوم الدين» مي رسد چنان ان را مكرر مي كرد كه نزديك ميشد قالب تهي كند و چون سجده مي كرد سر از سجده بر نمي داشت تا عرق مباركش جاري مي شد. شبها را به عبادت تا صبح سپري مي كرد و روزها را روزه ميداشت و شبها چنان نماز مي گذاشت كه خسته مي شد. به حدي كه نمي تواست حركت نمايد و به غلام خويش خود را برساند بنابراين هچون كودكاني كه تازه راه رفتن را آموخته اند حركت مي كرد تا بتواند خود را به غلامش برساندوو چون ماه رمضان مي شدتكلم نمي كرد مگر به دعا و تسبيح و استغفار و آن حضرت كيسه ي چرميني داشت كه در آن تربت مقدس حضرت امام حسين(ع)بود.گاهي كه مي خواست سجده كند برآن تربت سجده مي كرد.زماني كه حضرت از وضو فارغ مي شدند و اراده نماز مي كردند رعشه در بدن و لرزه بر اعضاي آن حضرت مي افتاد و زماني كه از اين حالت از ايشان سوالي مي كردند مي فرمود:واي بر شما مگر نمي دانيد كه به خدمت چه خداوندي مي ايستيم و با چه عظيم الشأني مي خواهيم مناجات كنيم در هنگام وضو نيز اين حالت را از ايشان نقل كرده اند.هشام لعنت الله عليه در نهايت به دليل وحشت از امام ايشان را مسموم و شهيد نمود.
از سخنان گهربار حضرت امام سجاد (ع)
روايت شده از آن حضرت كه هر بنده را چهار چشم است.با دو چشم كه چشم ظاهر مي باشد امر دين و دنياي خود را مي بيند و با دو چشم ديگر كه چشم باطن است امر آخرت خود را مي بيند و اگر حق تعالي خير بنده اش را بخواهد بگشايد براي او دو چشم دل او را تا ببيند به آن دو چشم غيب و امر آخر خود را ،و اگر اراده فرموده باشددل او را به همان حال كه هست.
انسان بزرگوار به ارزشهاي والاي انساني و كمالات دروني خوشحال است و شخص پست و منحط به مال و ثروتش مي نازد.
خيرخواهي بسيار انسان را در معرض سوء ظن قرار مي دهد.
از خدا بترس به خاطر قدرتي كه بر تو دارد،و از او حيا كن به خاطر نزديكي كه با تو دارد.
خشنودي از حوادث ناگوار،بالاترين درجات يقين(به خداوند)است.
با پنج كس دوستي نكن و سخن مگو و همسفر مشو:
1-فاسق،چه او تو را به لقمه اي يا كمتر از لقمه اي مي فروشد.
2-بخيل،كه بدانچه از مال او سخت نيازمندي از تو مضايقت كند.
3-دروغگو،كه دور را به تو نزديك و نزديك را از تو دور مي سازد.
4-احمق،گرچه او مي خواهد به تو سود رساند،زيان مي رساند.
5-كسي كه قطع رحم كند،چه او را در سه جاي كتاب خود لعنت شده يافتم.
هيچ چيز نزد خدا بعد از شناختن او محبوبتر از نگهداري شكم از حرام و خوداري از لذات نامشروع جنسي نيست.
از دوستان نادان دوري كن،آنگونه كه از دشمن عاقل بايد دوري كني.پرهيز از دشمني مردم!چرا كه نمي تواني حيله دشمن عاقل و اقدامات ابلهانه دشمن جاهل را از خودت دفع كني.
بهترين شيوه براي شروع كارها درستي است و بهترين پايان براي كارها وفا در قراردادهاست.
از دروغ گفتن بپرهيز؛چه دروغ بزرگ و چه دروغ كوچك،چه جدي و چه به شوخي.زيرا اگر انسان در امور جزئي دروغ بگويد،برگفتن دروغ بزرگ جرئت پيدا مي كند.
از خشنودي به گناه بپرهيز،زيرا خوشحالي به گناه از ارتكاب آن بزرگتر است.
به سید علی خامنه ای: