حجاب حضرت فاطمه(س)

فاطمه(س)مظهر عفاف و تقوا،سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است.روزی پيامبر(ص)از صحابه پرسيد:ما خير للنساء.«چه چيز برای زنان از همه بهتر است.»ياران ندانستند علی(ع)خدمت فاطمه(س)آمد،فاطمه(س)پاسخ داد:«خير لهن أن لا يرين الرجال و لا يرونهن.»«از همه چيز بهتر اين است كه نه آنها مردان بيگانه را ببينند و نه مردان بيگانه آنها را.»و چون علی(ع)بازگشت و پاسخ داد حضرت رسول(ص)فرمودند:«من عملك هذا؟»چه كسی اين پاسخ را برای تو بيان كرد؟عرض كرد:فاطمه(س)و حضرت فرمود:«انها بضعه منی»«او پاره تن من است.»روشن است كه علی(ع)پاسخ را می دانست و سؤال از آن بزرگوار برای طرح مقام والا و مكانت عظيم فاطمه هطهر است.(ياد آوری كنيم كه بر اساس آنچه گذشت مقصود از اينكه زن،مردان بيگانه را نبيند و بالعكس،هر نوع نگاهی نيست بلكه نگاه خيره و همراه با ريبه است.)جايگاه بلند و شخصيت والای حضرت زهرا(س)روشن تر از آن است كه نياز به گفتگو داشته باشد،در روايتی آمده است كه به هنگام تولد،لباسی از بهشت برای آن حضرت آورده شد و جسمش پوشش كامل يافت تا زمينه برای تعالی روحش باشد.«و أخرجت خرقتين بيضاوتين أشد بياضا من اللبن و أطيب ريحا من المسك والعنبر فلفقها بواحدۀ قنعها بالثانيۀ...»«دو جامه سفيدی كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوتر بودند آوردند يكی را به اندام پيچيد و دومی را مقنعه ساخت.»زهرای اطهر اين برترين الگوی زن و عاليترين چهره بشريت گو اينكه فريادگری عليه ظلم را پيشه دارد و ستم بر امام خويش و جامعه را از محدوده خانه پا به بيرون می نهد و در اجتماع حضور می يابد و با بليغ ترين جمله ها از حق و حقيقت دفاع می كند اما اين همه در نهايت آزرم،حيا و عفاف است:او در حاليكه مقنعه را محكم به سر بسته و خود را در جامه ای فراگير پيچيده بود در جمع زنان بنی هاشم در حاليكه جامه های بلندش قدم ها را پوشيده داشت،با ابهت،آزرم و متانت شگرفی قدم بر می داشت و برای همگان راه رفتن او گام زدن رسول ا...(ص)را بياد می آورد و...آن حضرت اين شهادت را پس از رحلت نيز پاس می دارد و دستور می دهد قامت بی جانش را در حفاظی قرار دهند كه حجم بدن نمايان نباشد.اسماء بنت عميس می گويد:روزی فاطمه (س) به من فرمود:من از كار مردم مدينه كه زنان خود را بعد از وفات بصورت ناخوشايندی برای دفن می برند و تنها پارچه ای بر او می افكنند كه حجم بدن از پشت آن نمايان است،ناراضيم.اسماءگفت:من در سرزمين حبشه چيزی ديده ام كه با آن جنازه مردگان را حمل می كند،شاخه هايی از درخت نخل را برمی دارند و به صورت تابوت مخصوصی درمی آورند،پارچه ای روی چوب های آن می افكنند سپس بدن را درون آن می گذارند،به گونه ای كه بدن پيدا نشود.هنگامی كه فاطمه(س)اين مطالب را شنيد،تبسم نمود و اين تنها تبسم او بعد از وفات رسول (ص)بود.به جهت اهميت موضوع،چنين وصيت فرمود:براي من تابوتی تهيه كن كه در موقع حمل جنازه،بدن پيدا نباشد و طرز ساختمانش چنين و چنان باشد.اين بانوی اطهر با اين همه عظمت و جلالت و حراست از جايگاه بلند عفاف در زندگی،چون وارد قيامت شود فريادی بر خواهد آد كه:«يا معشر الخلائق غضوا ابصاركم حتي تجوز فاطمه(س)بنت محمد(ص).»«ای مردم چشمهايتان را ببنديد تا فاطمه(س)دختر رسول اكرم(ص)عبور نمايد.»استاد جوادی آملی ذيل اين حديث می نويسد:اين امر نه برای آن است كه شما نامحرميد و اجازه ديدن آن حضرت را نداريد زيرا در قيامت تكليفی و حرمت و حليتی و...نيست.بلكه وقتی آن حضرت با آن جلال می گذرد،اهل محشر توان ديدن آن را ندارند.پيامبر اكرم(ص)مقام نور چشمش را چنين توصيف می كند:«تحشر ابنتی فاطمه يوم القيمه و عليها حله الكرامه قد عجبت بماءالحيوان فتنظر اليها الخلائق فعجبون منها».«دخترم فاطمه روز قيامت محشور مي شود در حاليكه لباس كرامت به تن دارد لباسي كه با آبحيات عجين شده بر تن و خلايق به عظمت او می نگرند و از مقام والای او در شگفتی فرو می روند.»پيروی از آن بزرگوار و الگو گيری آن حضرت در گرو آن است كه زن مسلمان چون او حق را پاس دارد و بسان او از عفاف و حرمتش حراست كند و همانند آن حضرت پوشش كامل را رعايت نمايد و وجود و زندگی و رفت و آمد و حضورش در جامعه نمادی را از عفاف،آزرم و شكوه ايجاد كند.راوی می گويد:روزی حضرت اميرالمؤمنين(ع)محتاج به قرض شد،سپس چادر حضرت فاطمه(س)را كه جنسش از پشم بود را نزديك يهودی به نام زيد به گرو گذاشت و از او مقداری جو قرض گرفت.يهودی آن چادر را به خانه خود برد و در حجره گذاشت و وقتی شب شد،زن يهودی به آن حجره آمد و ديد نوری از آن چادر ساطع است و تمام حجره را روشن كرده است.وقتی زن يهودی آن حالت شگفت انگيز را مشاهده كرد به نزد شوهر خود رفت و آنچه كه ديده بود را نقل كرد پس يهودی از شنيدن اين قضيه بسيار متعجب شد و فراموش كرده بود كه چادر حضرت فاطمه(س)در آن خانه است سپس به سرعت شناخت و داخل آن حجره شد و ديد شعاع چادر آن خورشيد فلك عصمت است كه مانند بدر منير،خانه را روشن كرده است.از مشاهده آن حالت تعجبش بيشتر شد.او و زنش به خانه خويشان خود رفتند و آنها را خبر كردند و هشتاد نفر از آنها آمدند و از بركت شعاع چادر حضرت فاطمه(س)همگی به نور اسلام منور گرديد.

«برگرفته از واحد فرهنگی پایگاه مقاومت عاشقان شهادت»

 ای خواهرم

بكوش چو بانو،امين شوی

يعنی نگين حلقه اين سرزمين شوی

در خيابان چهره آرايش مكن

از جوانان سلب آسايش مكن

زلف خود از روسری،بيرون مريز

درمسير چشمها،افسون مريز

ياد كن،از آتش روز معاد

تره  گيسو مده،در دست باد

خواهرم،ديگر تو كودك نيستی

فاش تر گويم،عروسك نيستی

خواهرم،ای دختر ايران زمين

يك نظر عكس شهيدان را ببين

خواهر من اين لباس تنگ چيست

پوشش چسبان رنگارنگ چيست

پوشش زهرا مگر اينگونه بود

خواهرم،اينقدر طنازی مكن

با اصول شرع لجبازي مكن

در امور خويش سرگردان مشو

نو عروس چشم نامردان مشو

پدرم گفت:پدر جان،زن اگر زن باشد

شير در خانه و در كوچه و برزن باشد

پدرم گفت:كه ای دخت نكو بنيادم

زلف بر باد نده تا ندهی بربادم

هدف دشمن سنگ افكن،پيشانی ماست

كسب جمعيتش از زلف پريشانی ماست

پدرم گفت:گل از رنگ و لعابش پيداست

زن مؤمنه از طرز حجابش پيداست

صدف چون حجاب است و گوهر چو زن

الا ای زن،از پرده بيرون مزن

الا ای شير زن،خواهر قهرمان

بپوشان رخ از چشم نامحرمان

«اثری از زنده یاد آغاسی»

نظرتون رو در مور دمقابله با بدحجابی چیست؟