چه كساني فتنه گرند؟

حزب شيطان فتنه گر هستند،زيرا در تشكيلاتي تجمع دارند كه رهبريت آن با شيطان است و مرامنامه اش را شيطان نوشته و روش آن را شيطان ابداع و اولين بار عمل نموده است.يا ايهاالذين آمنو لا تتبعوا خطوات الشيطان و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء والمنكر.

اي كساني كه ايمان آورده ايد،پيروي نكنيد گامهاي شيطان را و هر كه گامهاي شيطان را پيروي كند،پس او را به فحشا و منكرات مي كشاند.

استحوذعليهم الشيطان فانسيهم ذكر الله اولئك حزب الشيطان الا ان حزب الشيطان هم الخاسرون.

شيطان بر دل آنها سخت احاطه يافته و فكر خدا را بكلي از يادشان برده است،آنها حزب شيطان هستند و آگاه باشيد حزب شيطان زيانكارند.

با توجه به آيه فوق،شيطان طوق پيروي خود را به گردن حزب خود نهاده و آنها را در راه خود و در پي آرمان خود مي برد.اگر بخواهيم اين چهره هايي كه در حزب شيطان تجمع پيدا كرده اند و در حقيقت با طناب شيطان در چاه رفته اند و او را ولي خود كرده اند و در پي ايجاد فتنه هايي براي جلوگيري از حركت جامعه و تاريخ به سوي توحيد هستند پي ببريم،و بشناسيم،مي توانيم آنهارا خروج كردگاني بدانيم كه هر كدام در يك بعد از مسير خارج شده اند و ما شرح زير آنها را تعريف مي كنيم:

مجرمين:خارج شدگان از توحيد به شرك و چند گانگي.

كافرين:خروج كنندگان از هدايت خدا به تكذيب هدايت.

منافقين:خارج شدگان از يقين و ايمان قلبي به شك و ترديد و نتيجتا التقاط.

مشركين:خارج شدگان از توحيد به شرك و چند گانگي.

فاسقين:خارج شدگان از خويشتن پاك به شخصيت ناپاك و غرق شدن در شهوت و آلودگيها.

ظالمين:خارج شدگان از مسير عدالت به ستمگري.

مترفين و ملأ:خارج شدگان از تعادل مادي به افراط در بهره برداري مادي و رفاه زدگي و اشرافيگري.

طاغوتيان:خارج شدگان از خشوع و خدمتگزاري به تكبر و خود كامگي و خود محوري.

مسرفين:خارج شدگان از تعادل در مصرف به نيازهاي كاذب و مصرفهايي كه جامعه را محروم و فقير مي كند.

مبذرين:خارج شدگان از به كارگيري با حساب و مسؤلانه به ريخت و پاشها و هدر دادن منابع مالي جامعه. و...

اگر بخواهيم موارد فوق را توضيح بدهيم طولاني خواهد شد،و ليكن تنها اشاره مي شود كه اين چهره هاي خائن به اجتماع،اين چهره هاي كريه انسانيت،همه خروج كنندگان هستند،آنها به سبب ضعفهاي دروني و عدم تزكيه نتوانسته اند در مسير و محور حق حركت كنند.لازمه حركت در محور حق،شناخت و خشوع در مقابل قراردادهايي است كه خداوند براي تعادل جامعه و يكپارچگي آن وضع و نازل كرده است،و اين چهره ها كه بنا به فرموده علي(ع)در كسب دنيا و ماديات پست آن مسابقه گذاشته اند چطور مي توانند در مسير خداوندي حركت كنند؟شيطان كه سركرده و دبير كل حزب است از اطاعت و فرمانبرداري خدا خروج كرد،پيروان او هم همه خارج شدگان هستند،منتها هر يك از طريقي كه اين طريق خروج با نقطه ضعف او انطباق دارد.كسي كه شهوت ران است به فسق گرفتارتر مي شود و كسي كه قدرت طلب است به طاغوت متوجه مي شود و از آن سو از خط خارج مي گردد.اين چهره هاي از خط خارج شده،هر كدام خصوصياتي دارند كه يراي شناسايي آنها بايستي به قرآن مراجعه كرد كه در اين بحث نمي گنجد ما بايد اين خط را،خط شيطان را كه تا امروز ادامه يافته است بشناسيم و در مقاطع مختلف تاريخ چهره هايي كه تبلور اين خط بوده اند را شناسايي كنيم و شيوه عمل آنها را در يابيم تا گرفتار آنها نشويم.يك خصوصيت نيز در تمامي اين چهره ها به طور مشترك وجود دارد كه در تمامي مقاطع عملكردشان ثابت بوده است و آن مخالفت با رهبريت الهي جامعه است.عملكرد اين خط در دعوت تمام پيامبران مخالفت و خروج بر دعوت پيامبران بوده است.آنها خط شيطان را در برابر خط رهبري و هدايت جامعه بر اساس وحي مي گشودند و از رفتن جامعه در مسير حق جلوگيري مي كردند.در زمان امامت نيز اين خط همچنان در جهت مخالف با امامت عمل نمود.حكومتهاي بني اميه و بني عباس تبلور چهره شيطاني در مقابل خط امامت بودند و از همه شيوه ها و ابزارهايي كه در قسمت راههاي فتنه بدانها اشاره شد،استفاده كردند تا مانع تحقق امامت شوند و از تجمع مردم و وحدت آنها پيرامون آن جلوگيري كنند. در زمان غيبت امام زمان (عج)كه جامعه بايد بر اساس نيابت امام«ولايت فقيه»حركت كند،همين خط تلاش مي كند كه نيابت امام يعني ولايت فقيه را از صحنه كنار گذارد و مانع گرايش و تمايل مردم به اين خط شود و در اين راه به تمامي حيله ها دست مي زند و تمامي توان خويش را به كار مي گيرد و همه ي چهره هاي پليد تجمع مي كنند و در نابودي خط ولايت به توافق مي رسند و هر كدام از راهي به تخريب پايه هاي اينخط مي پردازند. امروز با استفاده از شيوه هاي جديد و رسانه هاي تأثيرگذار،در چند محور به اسلام و انقلاب اسلامي و دست آوردهاي آنتوسط شياطين،تهاجم صورت مي گيرد.به چند نمونه از اين تهاجم اشاره مي شود:

1-جدا كردن دين از سياست

به طور كلي بايد گفت با سياسي كردن دين،آسيبهايي به خود دين وارد مي شود،يعني دين به شائبه مسايل و مصالح سياسي آلوده مي گردد و دست آويز حكام واقع مي شود.با ديني كردن سياست،به سياست و حكومت آسيب مي رسد.مصلحت انديشي سياسي به قيد جزئيات ديني مقيد مي گردد حيات سياسي پويايي خود را از دست مي دهد...

2-حمله به احكام شريعت

ما در متن فقه يا شريعت،احكامي داريم كه ممكن است امروزه خشن تلقي شوند...مواد فقه و قانون همه قراردادي و اعتباري هستند‍!و نمي توانيم در اين جا از حقيقت و عدم حقيقت صحبت كنيم.بايد از كار آمدي و ناكار آمدي و مناسبت يا عدم مناسبت اين شيوه ها و احكام با روحيات مردم صحبت كنيم.

3-حمله به دين و كار آمدي آن

دين نه تنها افيون ملتهاست،بلكه افيون حكومتها هم است.حكومت ديني قدرت اداره ي مردم را ندارد و ناگزير به دين دولتي خواهد انجاميد.

4-حمله به ولايت

فرهنگ لائيك و غير اسلامي هرچه بالنده تر و متنفذتر شود جا را براي فرهنگ ولايت فقيهي تنگ مي كند و اين مسأله بدون شك محدود به حوزه فرهنگ نخواهد بود و به ميدان سياست نيز سرايت خواهد كرد.هدف اساسي در فعاليتهاي سياسي ما بايد حذف ولايت فقيه باشد.

5-حمله به امام خميني(ره)و انديشه و راه او

دوران امام خميني به سر آمده است.

امام خميني و شهيد نواب صفوي خشونت گرا و كسروي و حكيمي زاده اصلاح طلب بودند!از اين دست حملات و شبهه پراكني ها در سطح برخي مطبوعات كه به فرموده رهبر معظم انقلاب،پايگاه دشمن شده اند،فراوان است.آنچه مورد نظر است،بيان اين مسئله است كه اين فتنه انگيزي هاتوسط فتنه گران داخلي-كه گاه در لباس اسلام و روحانيت نيز ظاهر مي شوند-دقيقا"مطابق با نقشه و طرحي است كه دشمنان انقلاب اسلامي و مصالح ملت ايران،آن را ريخته اند.به چند نمونه از اظهارات بلند پايگان نظام سياسي استكباري آمريكا و صهيونيسم و اروپا توجه كنيد تا اين هم آوازي و هدف از فتنه انگيزي كاملا"روشن شود.

«تامسس پرل موتر»تحليل گر سياسي آمريكا:

«هدف واقعي دولت ايالات متحده مي بايست مهار سياسي-اقتصادي و از همه مهمتر مهار رواني ايران باشد،چرا كه تنها راه برانداختن رژيم ايدئولوژيكي ايران،مبارزه سياسي،رواني و روشنفكرانه است.»

«ديويد كيو»مأمور سازمان سيا و روابط اين سازمان با برخي گروهها و عناصر ضد انقلاب:

«مهمترين حركت در جهت براندازي جمهوري اسلامي،تغيير فرهنگ جامعه فعلي ايران اسا و ما مصمم به آن هستيم.»

شجاع الدين شفا،نويسنده ضد انقلاب خرج از كشور:

«ما با جمهوري اسلامي مبارزه سياسي نخواهيم كرد.كار ما صرفا"فرهنگي است و اصولا"استراتژي جديد ما مبارزه فرهنگي است.ما بايد بينش و فرهنگ مردم را عوض كنيم تا جمهوري اسلامي ساقط شود.»

راديو رژيم صهيونيستي در تاريخ 29/9/73:

«يك اصل در قانون اساسي ايران هست كه بسيار دردسرساز بود در اين سالها و آن اصل ولايت فقيه است.»

راديوبي.بي.سي در تاريخ 20/4/74:

«انتقاد عمده گروههاي مخالف جمهوري اسلامي ايران،نقش ولايت فقيه در اين نظام است.»

«ادوارد شرمي»مسئول سابق شبكه جاسوسي سيا در ايران:

«اگر نظام ولايت فقيه در ايران از هم بپاشد،آنگاه مي توان گفت جمهوري اسلامي تغيير ماهيت داده است.»

«هنري پركت»مسئول سابق امور ايران در وزارت امور خارجه:

«اگر تجديد نظر طلبان بتوانند از حريم روحانيت عبور كنند و از آن طريق ولايت فقيه را بر كشتي ترديد سوار كنند،بار سنگيني از دوش آمريكا برداشته خواهد شد.»پس جنگ رواني و فهنگ براي تغيير ماهيت نظام اسلامي يعني تغيير باورهاي مردم نسبت به ولايت فقيه و روحانيت و دين،هدف فتنه گران دراين مرحله است.