برات شهادت در جوانی

السلام علیک یا صاحب الزمان روحی فداک

مولای من دلم در مهر تو گره خورده اما وا اسفا که کوه گناهم.آقایم جانم پیش کش لحظه تنهایی ات،ای کاش کاری از دست این حقیر گناه آلود بر می آمدکه لبخندی بر رخسار شما بنشاند،پشیمانم از اعمال زشت خود.

مولایم قاصرم که با شما سخن بگویم،فقط جان کلام این حقیر آلوده این است که:تو هستی و من نیستم،تو کریمی و من گدایم،تو بینایی و من کورترینم.یا بن الحسن همه هستی ام خاک پایت،از گل رویت شرمنده ام که با شما سخن بگویم،چون غفلت و آلودگی و دنیا طلبی من نیز مثل خیلی دیگر دل شما را خون می کند و تنهایی شما را افزون تر پس من دیگر با چه رویی با شما سخن بگویم؟اما مهر شما،عطای خداوند است که فطرتادر اعماق وجود حقیر و بی لیاقتم ریشه دوانیده .آقایم اگر چه حقیرم و بیشتر اوقات به یاد همه هستم غیر از عزیززهرایم روحی فداکم،اما باهمه اینها باز هم به خدا سعی می کنمدر همه دعاهایم اول از همه برای تعجیل در ظهور شما دعا کنم،بعد هم برای سلامتی و طول عمر رهبر فرزانه ام،سید علی روحی فداه دعا می کنم تا خداوند به ما مهر ورزد و تا ظهور شما سایه ایشان را بر سرمان مستدام نگه دارد که به خدا اگر سید علی برود می دانم هم شما اشک می ریزید و هم ملت ما و همه مسلمانان یتیم خواهند شد،پس شما هم دعا کنید که خدا ایشان را برایمان نگه دارد.دعای من براورده شدن حاجت خیر همه مسلمین است و آرزوی شخصی خودم یعنی نیاز شخصی خودم هم شهادت است.یابن الزهرا شما را به خدا دعا کنید من هم تا جوان هستم به فیض شهادت در راه خدا ودر رکاب ولایت نائل شوم،به خدا نمی خواهم بعد از رهبرم سید علی زنده باشم.در شب میلاد مبارکتان اگر بزرگواری می فرمایید و به من عیدی می دهید تو را به خدا برات شهادتم را(در جوانی)از خدا بگیرید،خدا خواسته شما را قبول می کند.اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم و اهلک اعدائهم اجمعین آمین یا رب العالمین.

تا کی در انتظار تو شب را سحر کنم                                 

شب تا سحر بیاد رخت ناله سر کنم               

ای غایب از نظر،نظری کن به حال من                          

تا چند سیل اشک روان از بصر کنم