ساده زیستی مرد ساده زمان
خاطرات خواندنی ازسادهزيستی مقام معظم رهبری
پدرم روحانى معروفى بود اما خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مىگذشت. من يادم هست شبهايى اتفاق ميافتاد كه در منزل ما شام نبود.
حضرت آيتالله خامنهاي حفظه الله در تمام طول زندگي، سادهزيستي و مردمي بودن را حفظ كرده و تمام اطرافيان و مسوولان كشور را نيز به اين امر دعوت ميكنند. رهبرمعظم انقلاب در ضمن بيان نخستين خاطرههاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانوادهشان ميگويند: «پدرم روحانى معروفى بود اما خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مىگذشت. من يادم هست شبهايى اتفاق ميافتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيه ميكرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»

رهبر معظم از نگاه مردان عاشق:
حضرت علامه استاد آیت الله العظمی حسن حسن زاده آملی: گوشهایتان تنها به کلام رهبری باشد چون گوش ایشان به کلام حجه ابن الحسن(عج) است
حجتالاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خمينی «ره» : بر خود واجب ميدانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيتالله خامنهاي نه از باب اينكه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرفها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود ميدانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانوادهي معظملَه روي موكت زندگي ميكنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم.
حجتالاسلام سيدعلي اكبری: در بيان خاطراتي در وبلاگ شخصي خود ميگويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلمبرداري كنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي ميكنند. آقا فرمودند: «اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد ميترسم خيليها باور نكنند.»(1)
از حضرت آيتالله جوادي آملی: يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودم. فرزند ايشان آقا مصطفی نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيتالله خامنهای به وی نگاهی كرد و فرمود: شما به منزل برويد. من خدمت ايشان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وی درخواست كردهام كه باهم باشيم. آقا فرمودند: اين غذا از بيتالمال است، شما هم مهمان بيتالمال هستيد. برای بچهها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذای خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.
مهندس حميد ميرزاده : در زمان رياست جمهوری ، حضرت آيت الله خامنه ای يك چك پنجاه هزار تومانی براي نخست وزير وقت - مهندس مير حسين موسوی - ارسال مینمايد و میفرمايند: اين حداكثر پولی است كه ممكن است از بيتالمال در هزينههای شخصي بنده جابجا شده باشد ، كمتر از اين است ، ولی شما اين مبلغ را به حساب خزانه دولت واريز كنيد تا من مديون بيت المال نباشم.
سرلشكر دکتر سيدرحيم صفوی: روزی كه در منزل مقام رهبری، در خدمت ايشان بودم، بحث قدری به طول انجاميد و نزديك مغرب شد. پس از نماز، معظمله با مهربانی به من فرمودند: «آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد». بنده در عين حال كه اين را توفيقی میدانستم، خدمتشان عرض كردم: «اسباب زحمت میشود.» مقام معظم رهبری فرمودند:«نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم میخوريم.» وقتيكه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.
حجتالاسلام و المسلمين محمدي گلپايگانی: با اينكه مقام معظم رهبری میتوانند از همه ی امكانات مادی بهرهمند شوند، سطح زندگی خصوصی ايشان از سطح زندگی يك شهروند معمولی پايينتر است. ایشان علاوه بر اين كه از يك زندگی معمولی سطح پايين بهره میبرند، دائماً به مسولان سفارش میكنند: «مواظب زندگی خود باشيد. اسراف نكنيد.»
دكتر غلامعلی حداد عادل : در اوايل رياست جمهوری آيتالله خامنهای، يك شب ديداری با ايشان داشتم. صحبت به درازا كشيد، معظم لَه فرمودند: «شام پيش ما بمان.» من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا ميتوانستم مدتی بيشتر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: «من نميدانم شام چي داريم يا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست يا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم میخوريم.» از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند و گفتند: «خانم، شام چي داريم؟ فلاني پيش ماست و من گفتهام كه هر چه باشد با هم میخوريم.» از جوابهای آيتالله خامنهای، احساس كردم كه در منزل به اندازه يك نفر شام كنار گذاشتهاند. آقا فرمودند: «عيبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستيد، قدری هم پنير و ماست همراهش كنيد.» پس از گذشت حدود يك ربع، يك بشقاب برنج ساده با يك كاسه كوچك خورشت معمولي خيلی متوسط و مختصر آوردند .قدری هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آنها را نصف كرديم و با هم خورديم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامي شكر كردم كه چنين تحولی در كشور ايجاد كرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذيری وجود داشت و امروز رييسجمهور چه ساده زندگي ميكند.
حجت الاسلام و المسلمين مسيح مهاجری:در زمان رياستجمهوری آيتالله خامنهای، ايشان ماجرايي را براي من تعريف كردند كه بسيار شنيدنی و جالب است. معظم لَه فرمودند روزی در دفتر كارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشي را كه برداشتم با صدای خنده ايشان روبه رو شدم. علت را پرسيدم؛ مادرم گفت: «چند روزی است در خانه هيچ نداريم، پدرت هم پولی ندارد». اين داستان برای من بسيار مهم بود. پدر و مادر رييسجمهور كشور، پول و غذا ندارند. ماجرای مذكور نشان از سادهزيستی در خانه مقام ولايت دارد. ايشان در خانه بسيار ساده زندگي ميكنند و هيچ فردي تا به حال نتوانسته از موقعيت معظم لَه سوءاستفاده كند. چه افتخاری برای ملت مهمتر از اين كه چنين شخصيت ارزشمندی رهبری آنان را بر عهده دارد؟!
آيتالله سيدمحمودهاشمی شاهرودی: زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. اين سادگی به زندگی نزديكان ايشان نيز سرايت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به كتابخانه خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمی ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در كتابخانهی سادهی خود هنوز از همان ميز و صندلی استفاده میكنند.
آيتالله مصباح يزدی : مصرف گوشت خانهی آيتالله خامنهای در زمان رياستجمهوری تنها از طريق كوپن بود. ايشان در آن زمان به من فرمودند: «من تاكنون غير از همان گوشت كوپنی كه به همه مردم داده میشود گوشت ديگری از بازار نخريدهام.» امروز هم زندگی ايشان مثل زندگی مردم محروم و مستضعف است.
سيد علي اكبر طاهايی: «من در آن زمان نمايندهی مجلس شورای اسلامي بودم. همسرم يكي از بچهها را نزد پزشك برد و در مطب دكتر، همسر مقام معظم رهبری را ملاقات كرد. ايشان نيز يكي از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. كسی نمیدانست كه ايشان كيست! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشك مراجعه كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت: براي مداوای فرزندتان روزی يك ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبری گفت: «ما چنين امكاناتی را نداريم» پزشك كه ايشان را نمیشناخت عصباني شد و گفت: «مگر امكان دارد درخانهای برنج نباشد؟» همسر مقام معظم رهبری فرمود: «آقای ما اجازه نمیدهد كه در خانه، غير از برنج كوپني استفاده كنيم و آن هم كفاف خوراك ما را بيش از يك بار در هفته نمیدهد.»
دکتر سید علی میر اسماعیلی :بنده طلبه مدرسه آیت الله مجتهدی بودم و در زمانی که به حوزه میرفتم شاهد بودم که فرزندان مقام معظم رهبری همچون باقی طلبه ها بدونه هیچ تشریفاتی پای درس حضور داشتند و به زیبای به یاد دارم که روزی استادمان حضرت آیت الله مجتهدی رضوان الله فرمودند : انسان به خود می بالدوقتی می بیند فرزندان رهبری این چنین ساده زیست و بی الایش هستندو باید خدا را شکر کرد
شهید سردار سرتيپ شوشتری: نيز در با اشاره به توجه رهبري به سادهزيستي و پرهيز از تجملگرايی میگويد: مقداری زيلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آنها را جمع كرديم و فروختيم و يك مقدار هم پول از مال شخصي خودم روی آنها گذاشتم. تا به جای آن زيلوها، برای منزل آقا فرشی تهيه كنيم. وقتی زيلوها را عوض كرديم و فرشها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: «اينها ديگر چيست؟» گفتم: «زيلوها را عوض كرديم». فرمودند: «اشتباه كرديد كه عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد». اصرار را بیفايده ديدم و با هزار مكافات رفتم و زيلوها را پيدا كردم و توی خانه انداختم. زيلوهايي كه واقعاً به آنها نگاه میكردی، میديدی كه نخشان درآمده و ساييده شدهاند.
حجت الاسلام علی ابوترابی : مقام معظم رهبری -در زمان رياست جمهوری- سفرهای خارجی زيادی داشتند و در اين سفرها هدايای زيادی به شخص ايشان ميدادند .حتی در سفری كه به يوگسلاوی داشتند ،كليد طلايی كشور را به آقا دادند ولي مقام معظم رهبری در هيچ يك از اين هدايا تصرف نكردند و بعد از پايان دوره رياست جمهوری ، دستور فرمودند هدايا را در موزه نگهداری كنند و همه آنها را متعلق به كشور بدانند.
آقای دكتر غلامعلي حدادعادل: به نقل خاطرهای پرداخته است: چند روز پس از خواستگاری خانواده بزرگوار حضرت آيتالله خامنهای از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبری رسيدم. ايشان فرمودند: «آقای دكتر! اگر خدا بخواهد با هم خويشاوند میشويم.» عرض كردم چطور؟ فرمودند: «آقا مجتبی و دختر خانم شما ظاهراً يكديگر را پسنديدهاند و در گفتگو به نتيجه رسيدهاند. حالا نظر شما چيست؟» عرض كردم: آقا اختيار ما هم دست شماست! آقا فرمودند: «شما و همسرتان استاد دانشگاه هستيد و زندگی شما با زندگي ما متفاوت است. تمام زندگي ما غير از كتابهايم، يك وانت لوازم كهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندرونی دارد و يك اتاق بيرونی كه مسئولان ميآيند و با من ديدار میكنند. من پولي برای خريد خانه ندارم. خانهای اجاره كردهايم كه قرار است، در يك طبقهی آن آقا مصطفي و در طبقهی ديگر آقا مجتبی زندگي كنند. ما زندگي معمولی داريم و شما زندگی خوبی داريد، مثل ما زندگی نكردهايد. آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگی كند؟!» زيبايی و دقت سخن رهبر معظم انقلاب برای من بسيار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روی باز استقبال كرد.
حجت الاسلام و المسلمين نيازی: نيز درباره تاكيد رهبری بر عدم تبعيض در برخورد فرمودهاند: يكی از مسئولان نظامی دستور تصرف مكانی را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانونی نبود. سازمان قضايی نيروهای مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبری ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: «با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد.»
استاد آیت الله فاطمی نیا:هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید !
این را یقین داشته بدانید ! قدردان رهبر باشید ! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید
به سید علی خامنه ای: