خورشید خون گریه می کند

زنى به نام «جبله مكى‏» نقل مى‏كند كه از ميثم تمار شنيدم كه مى‏گفت: اين امت، پسر دختر پيامبرشان را در دهم محرم مى‏كشند و دشمنان خدا اين روز را مبارك مى‏دانند. اين واقعه، قطعا انجام خواهد گرفت. اين، داستانى است كه مولايم اميرمؤمنان مرا از آن آگاه كرده است. او به من خبر داده است كه بر حسين(ع) همه چيز خواهد گريست، حتى حيوانات بيابان و دريا و آسمان و خورشيد و ماه و ستارگان و آدميان و اجنه مؤمن و همه و همه....

آن گاه ميثم گفت: اى جبله! بدان كه حسين‏بن على(ع) سرور شهيدان در قيامت است و يارانش بر شهيدان ديگر برترى دارند. اى جبله! هرگاه به خورشيد نگاه كردى و ديدى كه چون خون تازه، قرمز است، بدان كه سيدالشهدا كشته شده‏است.

جبله مى‏گويد: يك روز از خانه بيرون آمدم. ديدم خورشيد بر ديوارها مى‏تابد، همچون پارچه‏هاى رنگ‏آميزى شده كه به سرخى مى زد. صيحه كشيده و گريه كردم و گفتم: به خدا سوگند، سرور ما حسين‏بن على(ع) كشته شد!....