عزاداری ماه محرم از نگاه امام خامنه ای
همین عزاداری های سنتی است که باعث تقرب بیشتر مردم به دین می شود.این که امام فرمودند«عزاداری سنتی بکنید»به خاطر همین تقرب است.در مجالس عزاداری نشستن ،روضه خواندن،گریه کردن،به سرو سینه زدن و مواکب عزاو دسته های عزاداری به راه انداختن از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر،پرجوش می کند و بسیار خوب است.در مقابل،برخی کارها هم هست که پرداختن به آنها،کسانی را از دین برمی گرداند.
بنده خیلی متأسفم که بگویم در این سه،چهار سال اخیر،برخی کارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرم دیده شده است که دستهایی به غلط،آن را در جامعه ما ترویج کرده اند.کارهایی را باب می کنند و رواج می دهند که هر کس ناظر آن باشد،برایش سوال بوجود می آید.
امروز روز حاکمیت اسلام و روز جلوه اسلام است.نباید کاری کنیم که آحاد جامعه برتر،یعنی جامعه محب اهل بیت(ع)که به نام مقدس ولی عصر ارواحنا فداه،به نام حسین بن علی(ع)و به نام امیرالمومنین(ع)،مفتخرند،در نظر مسلمانان عالم،به عنوان یک گروه آدم های خرافی بی منطق معرفی شوند.هر چه درباره عاشورا و قیام امام حسین(ع)،فکر کنیم،متوجه می شویم که این قضیه،از ابعاد مختلف دارای کشش و گنجایش اندیشیدن و بیان کردن است.هرچه فکر کنیم،ممکن است حرفهای جدیدو حقایق تازه ای را بیابیم.این یک مقوله حرف ؛که اگر چه در دوره سال گفته می شود و باید هم گفته شود،اما محرم خصوصیتی دارد و در ایام محرم،از این مقوله بیشتر باید سخن گفت و می گویند و ان شاء الله باز هم خواهند گفت.
یک مقوله دیگر که به مناسبت محرمقابل بحث است و در این زمینه کمتر صحبت می شود و بنده می خواهم درباره آن،قدری صحبت کنم،مقوله عزاداری حسین بن علی(ع)و برکات احیای ذکر عاشورا است.
تحقیقا یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمانان،این است که جامعه شیعه،برخوردار از خاطره عاشورا است.از همان روزی که موضوع ذکر مصیبت حسین بن علی(ع)مطرح شد،چشمه جوشانی از فیض و معنویت در اذهان معتقدین و محبیناهل بیت(ع)جاری گشت.این چشمه جوشان،تا امروز همچنانادامه و جریان داشته است؛بعد از این هم خواهد داشت و بهانه آنهم یادآوری خاطره عاشورا است.(1)
آنچه این یاد را زنده کرد،تلاش بازماندگان حسین بن علی(ع)بود.به همان اندازه که مجاهدت حسین بن علی(ع) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم،با موانع برخورد داشت و سخت بود،به همان اندازه نیز مجاهدت زینب(ع)و مجاهدت امام سجاد(ع)و بقیه بزرگواران،دشوار بودالبته صحنه آنها،صحنه نظامی نبود؛بلکه تبلیغی و فرهنگی بود.ما به این نکته ها باید توجه کنیم.(2)
امروز مثل خیلی از دوران های دیگر تاریخ،ما-جریان ولایت و دوستداران ائمه(ع)-به تبیین احتیاج داریم؛گفتن،بیان کردن،روشن کردن و حقایق را در معرض بینایی و دانایی انسانها قرار دادن،اگر اهمیت تبیین نبود،امام صادق(ع)شاعری مثل«کمیت»را آنگونه مورد عنایت قرار نمی داد؛یا امام هشتم(ع)«دعبل»را؛یا امام چهارم(ع)«فرزدق»را.شعرای معروفی که شما اسمهایشان را شنیده اید اینها سلمان زمان خودشان نبودند؛اینها در مقایسه با اصحاب عالی مقام ائمه،خیلی متوسط بودند،نه معرفتشان به قدر معرفت«زراره»و«محمد بن مسلم» و امثال اینها بود؛نه فعالیتشان در محیط اهل بیت زیاد بود.اما شما می بینید امام از اینها تجلیلی می کند که از خیلی از اصحاب بزرگوار خودش نمی کند؛چرا؟به خاطر تبیین.چون اینها در یک جا حرفی زدند و نکته ای را روشن کردند که مثل خورشیدی بر ذهن ها و دل ها تابیده و حقیقتی را برای مردم روشن کرده است.
اینکه فرمودند:«من قال فینا شعرا و بکی او ابکی و جب له الجنه»-کسی شعری درباره ما بگوید و چشمی را بگریاند ،بهشت بر او واجب می شود-معنایش چیست؟معنایش این است که بهشت را ارزان کرده اند؟بهشتی که این همه باید عبادت کرد تا به آن رسید،یا آن را اینطور دم دستی کرده اند؟یا نه؛آن کار،آن شعر گفتن و تسخیر دل با آن شعر و انتقال یک مطلب در آن روز،آنقدر مهم بوده که به خاطر آن اهمیت،جا داشته است که در مقابل یک بیت شعری که اینگونه تأثیر می گذارد،بهشت را به او وعده دهند.هر وقت شعر شما این اثر را داشته باشد،بدون بروبرگرد،همان وعده بهشت در مقابلش وجود دارد.این یک محاسبه کاملا نتطقی و روشن است.برادرانی که در این رشته هستند،توجه کنند که مسأله مداحی،مسأله مهمی است.مداحی ادامه راه ستایشگران برجسته اهل بیت در دوران اختناق اموی و عباسی است.قضیه،فقط قضیه شعرخوانی نیست؛بلکه مسأله،مسأله پراکندن مدایح و فضایل و حقایق در قالبی است که برای همه شنوندگان ،قابل فهم و درک و در دل آنها دارای تأثیر است.
مگر شعر چه خصوصیتی دارد؟چون تأثیر شعر در ذهن مخاطب بیشتر است.گاهی یک شاعر،یک بیت شعر می گوید که از چند ساعت حرف زدن یک سخنور توانا گویاتر است.یک بیت یا یک مصرع شعر،در ذهن می ماند و مردم آن را می فهمند و تکرار می کنند و نتیجتا ماندگار می شود.
گاهی می بینید که برای حفظ یک بنای اعتقادی یا عاطفی،آنقدر که یک شعر اهمیت دارد،چندین کتاب اهمیت ندارد.همین دوازده بند معروف«محتشم»که جزو اشعار قدیمی مرثیهو مصیبت است،با اینکه مطالبی که در این کتاب و در این دوازده بند است،چیزی نیست که امثال او،شبیه این مطالب را در کتابهای خود نیاورده باشند؛در عین حال،اشعار او تأثیر خاصی دارد.غالبا هم چیزهای ذوقی است.
گرچشم روزگاربر او فاش می گریست/خون می گذشت ازسرایوان کربلا
آنچنان حادثه کربلا را برای مخاطب تصویر می کند که این مفاهیم با همه بار اعتقادی و عاطفی و انسانی و سیاسی و فکری،در اعماق جان مستمع نفوذ می کند.اهمیت این اشعار چنین است.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
ببینید اصلا با یک هنر و ذوق و ارایه سخن و به شکل خاصی،دل را متوجه می کند.اهمیت شعر ،این است.
اگر مداحی بتواند یک شعر خوب را که دارای مضمون و محتوای خوبی باشد،با صدای خوبی بخواند،شما ببینید که چقدر خدمت بزرگی است.
بسم الله،این گوی و این میدان،منتها شرط اولش این است که شعر خوب باشد،همه این فضایلی که ذکر کردم،هیچ کدام نخواهد بود.این نکته را بدانید.کسانی که این خصوصیات را داشته باشند،اگر یک قصیده را در مکان مناسب و با زبان و قالب و محتوای بایسته و حنجره ای مساعد بخوانند،شما ببینید که چه تأثیری خواهد گذاشت.البته این حنجره،مسأله مستحبی و نافله شعر است؛فریضه اش همان شعر می باشد.یعنی چنانچه شعر با صدای خوش همراه شد،تأثیرش مضاعف می شود,اما در استخوان بندی این کار،صدای خوش دخالتی ندارد.اگر صدا خوش بود و این شعر را با آن محتوای خوب و با آن الفاظ زیبا و با آن مضمونی که مورد نیاز است،همراهی کرد،ارزش آن دوبرابر می شود.یقینا قصیده ای را که کسی اینگونه بخواند،ارزش آن از یک سخنرانی یک ساعته یک آدم دانشمند بیشتر است.شعر گفتن درباره زلف و ابرو و چشم و عارض امام که تعریف نیست.حالا ابروی امیرالمومنین(ص)کمانی باشد یا نباشد،مگر در شخصیت او چقدر اثر می گذارد؟زلف او افشان باشد یا نباشد،مگر چقدر اثر می گذارد که حالا بیاییم در قصیده ای که می خواهیم راجع به امیرالمومنین بسراییم،از زلف امیرالمومنین بگوییم!البته،حالا به نظرم کم شده است.ان شاء الله که الان این چیزها نباشد.وقتی می گوییم چرا اینها را می گویید،تعجب می کردند و می گفتند:پس چه بگوییم؟می گفتیم از مسایل زندگی و برجستگی های علمی علی(ع)بگویید.در آن روز این مسائل برایشان روشن نبود،اما امروز چگونه است؟امروز،برای همه روشن است.(3)
شعر فارسی را با آهنگ زیبای فارسی و با شیوه جذاب هنری و با انتخاب مضامینی که این جمعیت کثیر از آن درس بگیرند،بخوانید؛که البته در بخش فارسی که عزیزان من آن را خواندند،تا حدود زیادی این مقصود تأمین شد.این را گفتم،تا کسانی که این سخن را در سرتاسر کشور می شنوند،سراغ گزینش نمونه های هنری پر مغز و پر معنا بروند.امروز نیاز ما به فهمیدن و فهماندن،از همیشه بیشتر است.(4)
بسیاری از نویسندگان و روشنفکران دنیای اسلام به سردمداران برخی از کشورهای اسلامی و دولتهایی که رفتار مناسبی در مقابل صهیونیست ها ندارند،اعتراض می کنند و می گویند چرا از نفت و ثروت و از امکان سیاسی خود علیه صهیونیست ها استفاده نمی کنید؟البته این اعتراض وارد است و به نظر ما این اشکال،اشکال درستی است؛اما عینا می شود همین سوال را در دنیای روشنفکری،نویسندگی و دنیای دانشگاهها مطرح کرد:چرا از سرمایه عظیم علمی و روشنفکری،چنان که باید و شاید،استفاده نمی شود؟گاهی یک شعر و یک قصیده تأثیری می گذارد که بسیاری از پولها و ثروتها نمی تواند آن اثر را بوجود آورد.(5)
جبهه تبلیغ،جبهه وسیعی است که در آن هنر و آموزش و علم و دین و دانشگاه و حوزه و وزارت ارشاد و صدا و سیما هستند،که یک قسمت از این جبهه وسیع،به جماعت مداح-این برادرهایی که در دوره جنگ و دفاع مقدس در جبهه بودند،خوب در ذهنشان حرف بنده را تصویر می کنند-سپرده شده است و آن مانند این است که این بخش عظیم را این لشگر یا این قرارگاه به عهده دارد و تکه ای از آن را به گردن ما سپرده اند؛ما باید این را خوب از عهده بربیاییم،تا دیگران هم که در بخش های خودشان از عهده برآمده اند،مجموعش بشود پیروزی؛باید برادران مداح به این موضوع توجه کنند؛والا ما در نوحه خوانی،مصیبت خوانی و مرثیه خوانی،اگر یک مقدار همت و سلیقه به خرج بدهیم،می توانیم همه این مفاهیم عالی را بگنجانیم و البته می شود همه اینها را پوچ و پوک و خالی کرد و فقط ظواهری باشد.این موضوع می تواند در روضه،در نوحه،در سینه زنی و در مدح و مصیبت باشد،طوری که فقط دلی بسوزد و قطره اشکی بریزد،بدون اینکه اندک بهره ای برده شود؛در روز جشن هم به همین نحو.وظیفه و مسئولیت بزرگ جامعه مداح این است که مطالبش پر مغز و پر محتوا باشد و به شیوه ی درست این را اداره کند،هم در مصیبت و مدایح،و هم در عزا و جشن.باید مطالب با شکلهای مختلف و در قالبهای مختلف بیاید.(6)
تشیع،آیین محبت است.خصوصیت محبت،خصوصیت تشیع است.کمتر مکتب و مسلک و دین و آیین و طریقه ای مثل تشیع،با محبت سرو کار داشته است.علت این هم چنین فکری تا امروز مانده-در حالی که این همه با آن مخالفت کرده اند-این است که ریشه در زلال محبت داشته و دین تولی و تبری و آیین دوست داشتن است و عاطفه در آن ،با فکر هماهنگ و همدوش است.چیزهای خیلی مهمی است.اصل خیلی سحرآمیز و عجیبی است.اگر محبت در تشیع نبود،این دشمنی های عجیبی که با شیعه شده،باید او را از بین می برد.همین محبت شما مردم به حسین بن علی(ع)،ضامن حیات و بقای اسلام است.این که امام می فرمود،عاشورا اسلام را نگهداشت،معنایش همین است.فاطمیه و میلاد و وفات پیامبر(ص)و ائمه(ع) هم همینطور است.باید با استفاده از این هنر،این محبت را در میان مردم هم عمق ببخشد،هم تروتازه کند و هم برافروخته نماید.چیز خیلی عجیب و عظیمی است.
دنبال این نباشید که چیزی که در متن تاریخ اثبات شده است،آن را بخوانید؛چون هیچ چیز نمی توانید بخوانید،تازه آنچه که در «لهوف»ابن طاووس هست،خبر واحد است دیگر.توجه کنید،چیزی را بخوانید که معقول باشد.البته،نه اینکه انسان هر چه معقول است،از خودش بسازد و بخواند!نه،آن را به اصول و واقعیت هایی متکی کنید.البته گزاره هر حدیثی،وقتی که هنری باشد،با پیرایه هایی همراه خواهد بود.آن پیرایه ها ایرادی ندارد؛منتها به شرط اینکه آن پیرایه ها همه چیز نشود.اصل را بایستی از واقعیت هایی که هست،گرفت؛منتها آن را با بیان هنری پیرایه ی لازم بخشید و گفت.حالا شاید مجال نباشد که در این باره صحبت بکنیم؛لیکن اینها حرفهایی است که باید بالاخره گفته و شنیده بشود و تکرار گردد.جامعه مداح،آن وقتی که از زبان خوب-شعر عالی،محکم،قوی،گویا-و محتوای خوب-شعر اخلاقی،تاریخی،اعتقادی،توحید نبوت،ولایت-برخوردار باشد،نقش خود را ایفا کرده است.در همه ی اینها هم شعر هست.در زبان فارسی،اینقدر شعر خوب و حکمت آمیز وجود دارد که اگر کسی بخواهدده سال تکراری نخواند،می تواند در تمام موضوعات،شعر بیرون بیاورد.از شعرای قدیم بگیرید،تا شعرای امروز و شعرهای خوب.
پس زبان خوب،شعر خوب و محتوای حکمت آمیز،اعم از اعتقاد و اخلاق و مصیبت و مدح و مسائل اجتماعی و مسائل انقلاب و اثال اینها،خیلی مهم است.نکته بعد هنر تفهیم است.هر آهنگ و آوازی به درد شما نمی خورد.آهنگ و آواز خاصی به درد شما می خورد؛آن هم با شیوه بیان خاص مداحی.اگر کار مهم نبود،من در بیان این جزییات معطل نمی شدم؛اما کار خیلی مهم است.این کار،خوب انجام بگیرد-که بحمدالله ما در طول سالهای متمادی،بسیاری از برادران را دیده ایم که این کار را خوب هم انجام می دادند و می دهند-نقش فوق العاده موثر و والایی در پیشرفت فکری و اعتقادی و اسلامی جامعه ما خواهد داشت.(7)
صدای خوش،آهنگ مناسب و شعر،سه رکن کار است.خود این شعر هم دو بخش دارد:یک بخش لفظ،یک بخش مضمون.اگر چهار پایه ی اصلی مداحی-یعنی صدای خوش،آهنگ درست،لفظ خوب و مضمون حقیقی متناسب با نیاز-کامل باشد،بهترین وسیله تبیین است.صوت و آهنگ بوسیله خود آقایان مداح تأمین می شود؛اما لفظ و معنا باید بوسیله شاعر تأمین شود.بعضی از الفاظ،زیبا و پر طمطراقند؛اما حاصلی ندارند و چیزی از آنها دست مستمع را نمی گیرند.بعضی از معانی،خوب و بلندند؛اما با الفاظ رسایی بیان نمی شوند.اینها همه می شود عیب.کسی که مداحی می کند،باید خودش را در روی منبر ببیندو مستمعان را کسانی مشاهده کند که می خواهند از او چیزی بیاموزند.با این نیت و انگیزه پشت تریبون یا منبر مداحی قرار گیرد.صدای بعضی از آقایان مداحان خوب است،ولی با خواندن آنها انسان چیزی یاد نمی گیرد؛اما بعضی نه؛وقتی شعر می خوانند،معرفتی را به ما می آموزند.آنچه که می آموزیم،بهترینش آن چیزی است که ما به آن نیاز داریم.گاهی کلمات مدح آمیزی از ائمه(ع)پشت سر هم می آوریم که نه درست مستمع به عمق این کلمات می رسد،نه با فهمیدن این کلمات چیزی بر معرفت او اضافه می شود.اینها ارزش چندانی ندارد.اما گاهی مداحی که شعر می خواند،درس فاطمه زهرا(س)،درس امیرالمومنین و درس امام حسین(ع)را به ما منتقل می کند؛در نتیجه راه ما روشن می شود.این بسیار ارزش دارد.ما باید بدانیم که اگرفاطمه زهرا(س)امروز در بین ما ظاهر می شدند و یک ساعت،دو ساعت و یا یک روز در بین مردم می آمدند،ما را به چه چیزی امر می کردند؟انگشت اشاره به کدام راه از راههایی که در مقابل ما گشوده است،داراز می کردند و به ما می گفتند که از این راه بروید؟ما باید آن را دنبال کنیم و در تبیین و تعلیم و معرفتی که می خواهیم به مستمع بدهیم،آن را ملاحظه کنیمو نیاز زمان را پر کنیم.(8)
من اینجا ،با تشکر از همه افراد و آحادی که در سال گذشته درخواست ما را اجابت کردند و یک حرکت تحریف آمیز را از صفحه عزاداری عاشورا حذف نمودند،باز می خواهم بر روی همین قضیه تکیه کنم.عزیزان من!مومنین به حسین بن علی(ع)!امروز حسین بن علی می تواند دنیا را نجات دهد؛به شرط آنکه با تحریف،چهره او را مغشوش نکنند.نگذارید مفاهیم و کارهای تحریف آمیز و غلط،چشمها و دلها را از چهره مبارک و منور سیدالشهدا(ع)،منحرف کند.با تحریف مقابله کنید.(9)
عشورا و ماجرای حسین بن علی(ع)باید در منبر،به شکل سنتی،روضه خوانی شود؛اما نه برای سنت گرایی،بلکه از طریق واقعه خوانی،یعنی اینکه ،شب عاشورا اینطور شد،روز عاشورا اینطور شد،صبح عاشورا اینطور شد.شما ببینید یک حادثه بزرگ،به مرور از بین می رود؛اما حادثه عاشورا،به برکت همین خواندنها،با جزئیاتش باقی مانده است.فلان کس این طوری آمد با امام حسین(ع)وداع کرد،این طوری رفت به میدان،این طوری جنگید؛این طوری شهید شد و این کلمات را بر زبان جاری کرد.
واقعه خوانی ،تا حد ممکن،باید متقن باشد.مثلا در حدود«لهوف»ابن طاووس و«ارشاد»مفید و مثال اینها- نه چیزهای من درآوردی-واقعه خوانی و روضه خوانی شود.در خلال روضه خوانی،سخنرانی،مداحی،شعرهای مصیبت،خواندن نوحه سینه زنی و در خلال سخنرانی های آموزنده،ماجرا و هدف امام حسین(ع)؛یعنی همان هدفی که در کلمات خود آن بزرگوار هست که:«وانی لم اخرج اشرا ولا بطرا ولا ظالما و لا مفسدا،و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی»،بیان شود.این،یک سر فصل است.عباراتی از قبیل«ایها الناس،ان رسول الله(ص)،قال:من رأی سلطانا جائرا،مستحلا لحرم الله،ناکثا لعهدالله...،فلم یغیر علیه بفعل و لا قول،کان حقا علی الله ان یدخله مدخله»و«من کان بادلا فینا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا»،هر کدام یک درس و سرفصلند.
به سید علی خامنه ای: