وصيت نامه شهيد محمد رضا صبوري
وصيت نامه شهيد محمد رضا صبوري
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام برپدر و مادر بزرگوارم و سرافراز و سربلند و قهرمانم و سلام بر خواهران عزيز و فداكار و زينبي ام و
سلام بر تنها برادرم احمد، اميد و ذخيره و پاسداري انقلاب اسلامي .
اول از همه بايدبراي خداوند تبارك و تعالي شكر گزار باشم كه از لطف بيكران و بي نهايت اش به بنده حقير و فقير خود نظر مرحمت فرمود و از ذريه رسول الله و فاطمه اطهر پدر و مادري برايم قرار داد كه از زحمتهايي كه براي ما كشيده و با شيرش چنين فرزنداني تربيت كرده شيري كه با اشك ( عزاداري حسيني ) قاطي شده و به ما خورانده و ما را با عشق حسيني بزرگ كرده و تقديم حق تعالي نموده آفرين برسربلند پدرم و قبول كردند كه درجند ولشكرش باشند و دوستان و اولياء خود را از پسران شما انتخاب نمودند.
پدر جان و مادر قهرمان و شهيد پرورم مرا از دل و جان حلال كنيد من براي ياري حسين قدم به ميدان جهاد نهادم مادرم حسين هم جد توست من براي ياري جد توحسين ( ع ) به جبهه قدم گذاشته ام من باشير و زحمتهاي شما بزرگ شدم من شير مادري كه فرزند خلف فاطمه زهراء است خورده ام افتخار و سربلندم و پروردگارم را شكرگزارم شيري كه عشق حسيني را در ذره ذره وجودم بپا نمود من افتخاربراين مي كنم كه از نسل آل اطهارم ( حسينم ) مادرم مثل ام البنين باش براي فرزند زهراء خميني كه ام البنين چهار فرزندش را در كربلا براي حسين فرستاد كه همگي شهيد شدند و تو خود گفتي كه ام البنين چهار فرزند خود را قرباني كرده و من مثل او هر چهار فرزند خود را قرباني خواهم داد اي مادر مرا خدا خواست كه سالم برگشتم تو را به كربلا خواهم برد و اگر خدا خواست كه با روي خونين به سرافراز مادرم، شما اي پدر و مادر بزرگوارم و مهربانم افتخار كنيد و براي خداتشكر كنيد و خوشحال باشيد. از اينكه خداوند شمارا انتخاب نمودند و فرزندان شما را پيشش بروم با پوتين خونين و جامه هاي خونين و كفن پوش به ملاقاتش بروم خدا را شكر كن كه با چهار فرزند شما را قبول كرده و بچه هاي مسجد كه فرزندان تو هستند تو را به كربلا مي برند تو در آنجا پيروزي اسلام و طول عمر امام را بخواه حسين به حرف تو گوش مي كند.
هر چه در دل داري با جدت حسين در ميان بگذار و حتماً جواب تو را خواهد داد در ضمن به اين دليل موقع رفتنم به شما نگفتم كه عاطفه پدر و مادري مانع شود و نگذارد كه من بروم اگر مي دانستيد و همانطور كه مي دانيد چه شوري و عشق و آتش و غوغايي در دلم است كه توان صبر را از من گرفته و چنان مرا غرق خود ساخته كه خودم هم نميتوانم خودم را نگهدارم من با ياد خدا و توكل بر او و عشق حسينيم قدم به ميدان مقدس جهاد مي گذارم و قول ميدهم كه در ميدان نبرد مثل ابوالفضل العباس فرزند ام البنين باشم و پرچم اسلام را بدوش بكشم ( انشاء الله ) چنان بر صف عنكبوتي بعثيان كافر حمله ور شوم كه انتقام خون حسين و مظلوميت اسلام عزيز را ازآنها بگيرم . از شما خداحافظي مي كنم و شما را به خداي قادر متعال ميسپارم مرا حلال كنيد به خاطر خدا ، از خداوند براي شما شهادت در راه خودش را آرزومندم و به شما بگويم كه شما بيمه شديد و در بهشت جاودان خداوند تبارك و تعالي خواهيد بود حضرت زهرا به شما افتخار ميكند حسين ( ع ) بشما افتخار مي كند به شما قول ميدهم اگر به بهشت بروم منتظر ميشوم كه شما بيايد .خداوند ميداند كه من چقدر شما را دوست دارم .
خداحافظ
فرزند شرمنده همه شما
محمد رضا صبوري
به سید علی خامنه ای: